Google Sponsorship Advertise

خرید شارژ و بسته اینترنتی همراه اول، ایرانسل و رایتل

شارژ نیاز دارید؟ بسته اینترنتی لازم دارید؟ با شارژل همه چی تو سه سوت!

طنز؛ خانوم قِری شوم شاهزاده سوار بر اسب شدن بلدی؟


واقعا آخر و عاقبتمون چی شده که كانال خانوم‌هاي قري شده جزو پرطرفدارترین کانال‌ها و متاسفانه زير سيبيلي از فيلتر شدن در رفته. وا اسفا!،‌ وا حسرتا!،‌ وا تلگراما! من نمي‌فهمم مگه قرار نبود با يك گل بهار نشه؟ همينجوري رو هوا كه نوگلان زندگي از پارچه لك‌لك‌ها سر بر نمي‌آورند.

منتشر شده در تاریخ 1396/07/19 - 2 ماه پیش
زهرا ساروخانى در ضمیمه طنز روزنامه قانون نوشت:
واقعا آخر و عاقبتمون چی شده که كانال خانوم‌هاي قري شده جزو پرطرفدارترین کانال‌ها و متاسفانه زير سيبيلي از فيلتر شدن در رفته. وا اسفا!، ‌ وا حسرتا!، ‌ وا تلگراما! من نمي‌فهمم مگه قرار نبود با يك گل بهار نشه؟ همينجوري رو هوا كه نوگلان زندگي از پارچه لك‌لك‌ها سر بر نمي‌آورند. لازمه‌اش اينه كه آمار ازدواج بره بالا اما زهي افسوس كه اين كانال آمار ازدواج رو آورده پايين و اينجاست كه به پشت پرده كثيف غرب و ادمين كانال مذكور پی می‌بریم.
اصلا خود من داشتم ازدواج مي‌كردم، بله‌برونم بود. يهو نامزد اسبق محترم مكرم آدرس اين كانال رو فرستاد و با ايموجي عاشقانه‌اي نوشت: زن باس اینجوری باشه بانو. منم كانالو يه بررسي كردم ديدم هيچ رقمه نميتونم با گوجه فرنگي يه گل درست كنم بزنم تنگ دو تا برگ كاهو وقتي شووي نازنينم خسته و كوفته از راه ميرسه در رو باز كنم، بپرم بغلش و اون‌رو بهش تقديم كنم و به فرم نُنُري بگم واسه تو درستش كردم بوجولي من.
بعدش اون اسكل‌تر از من كلي ذوق كنه و... جهت اطلاع از ادامه داستان به دليل حضور خوانندگان كودك ونوجوان و نابالغ، به كانال مربوطه مراجعه فرماييد. يا مثلا عمرا كه نتونم مدل اين خانوم قري باشم: «يه روز ديدم آقايي بهم توجه نميكنه و همه‌اش سرش تو گوشيه. رفتم يه لباس آباژورلازم پوشيدم و بهش گفتم مرد من، به جاي اون موبايل به من نگاه كن. اونم ابرو انداخت بالا بالا و... باز حضور نابالغان و مراجعه به كانال». من اگه باشم يه سيني چاي پرت مي‌كنم جلوش به تبعيت از مرحوم خيرآبادي ميگم خُبه خُبه، ‌ خوب با اون تلگرام خاك بر سرِ خانمان‌سوز خلوت كردي، ‌ بعد هم موبايل رو با صاحبش از پنجره پرت مي‌كنم بيرون.
اصلا چرا كانال آقايون فري نداريم، يعني مردايي كه همش دور و بر خانوماشون فر ميخورن. بيان تو كانالشون راهكار واسه شيرين شدن زندگي بنويسن: «ديشب خانومي در حالي‌كه پيژامه‌اش رو تا خرخره‌اش كشيده بود بالا، رو مبل لم داده بود، ‌ قهوه مي‌خورد و كتاب جهان به مثابه اراده اثر شوپنهاور رو مي‌خوند. بهش گفتم عشقم غذا چي داريم. گفت فلسفه با طعم كوفت. يه لحظه احساس كردم زندگيمون سرد شده واسه همين يه فر خوردم تا سركوچه يه تن ماهي خريدم. تا غذا رو ديد، چشاش برق زد. يه دلي از عزا درآورد و با محبت مثال زدني گفت عزيزم ظرفا رو هم بشور كه بو نگيره. من همون‌جا فهميدم زندگيمون شيرين شده و شور و شرر عشق رو دوباره در روابطمون احساس كردم. خدايا شكرت. داداش جونيا، شما هم اين‌رو امتحان كنيد. با تشكر از ادمين خوب گروه كه خاطره منو با شما به اشتراك گذاشت». هر وقت همچين كانالي راه افتاد، بيايید با من از ازدواج حرف بزنيد.
با دوستان به اشتراک گذارید
نشر با ذکر منبع بلامانع است