Google Sponsorship Advertise

خرید شارژ و بسته اینترنتی همراه اول، ایرانسل و رایتل

شارژ نیاز دارید؟ بسته اینترنتی لازم دارید؟ با شارژل همه چی تو سه سوت!

خاطره بازی با «باشگاه مشت زنیِ» دیوید فینچر


باشگاه مشت زنی یا همان FIGHT CLUB معروف از آن فیلم هایی بود که هم در زمان نمایش و هم مدت ها پس از پایان نمایش بسیار مورد استقبال و البته گاه انتقاد قرار گرفت و در مجموع یکی از پرسر و صداترین فیلم های چند دهه اخیر سینما شد.

منتشر شده در تاریخ 1396/07/15 - 10 روز پیش
هفته نامه جامعه پویا - ترجمه سارا احمدپور: «باشگاه مشت زنی یا همان FIGHT CLUB معروف از آن فیلم هایی بود که هم در زمان نمایش و هم مدت ها پس از پایان نمایش بسیار مورد استقبال و البته گاه انتقاد قرار گرفت و در مجموع یکی از پرسر و صداترین فیلم های چند دهه اخیر سینما شد. از زوایای مختلف به این فیلم پرداخته شده است اما این مطلب سعی دارد جنبه هایی از این فیلم را بازگو کند که کمتر به آن توجه شده و درباره آن روایت شده است. قطعا خواندن این مطلب خالی از لطف نیست».
اجازه بدهید برای شکستن اولین قانون باشگاه مشت زنی یعنی «صحبت نکردن درباره آن» از همه شما یک عذرخواهی ویژه داشته باشیم. در آن فیلم صحبت کردن از باشگاه می توانست پیامدهای بدی داشته باشد؛ اما ما می خواهیم درباره این فیلم حرف بزنیم و مجازات هم نشویم.
«باشگاه مشت زنی» که در سال 1999 اکران شد، در ابتدا باعث برانگیختن نقدها و واکنش ها و نوشته های گوناگون چندگانه و گاه حتی متضاد و شاید غیرعادی و جنون آمیز و جسورانه درباره براد پیت و ادوارد نورتون شد؛ ولی اکنون به عنوان یکی از بهترین فیلم های دهه 1990 قرار گرفته می شود.
برایت جلیل از این فیلم کلاسیک چند حقیقت و نکته کمتر شنیده شده از آن را بررسی کرده ایم.
نکته هایی درباره نقش ها
با توجه به ساختار و توصیفات کتاب «چاک پالنیک» که فیلم براساس آن ساخته شده است، نقش های اصلی برای برادپیت و ادوارد نورتون از همان ابتدای کار در نظر گرفته شده بود؛ ولی درباره نقشی که سرانجام هلنا بونهام کارتر آن را بازی کرد، وضع این چنین نبود، پالینک در مصاحبه ای با مجله «منزهلث» گفته است: آن زمان کورتنی لاو با ادوارد نورتون یک رابطه عاطفی و البته پرحاشیه داشت.
این بازیگر واقعا برای به دست آوردن نقش مارلا خیلی تلاش کرد و من انتظار داشتم او این نقش را بازی کند؛ ولی دیوید فینچر نمی خواست نقش را به او بدهد و به منظور پرهیز از کلیشه ها بود که هلنا را پیشنهاد داد. او همچنین به من گفت که نقش را به جولیا لوی دریفوس که با بازی در نقش الاین بنس در فیلم «سایفلد» مشهور شده بود هم پیشنهاد داده و گفت و گوی آنها به نتیجه نرسیده بود.
فینچر به من گفت دریفوس هیچ ذهنیتی راجع به من نداشته و اصلا اسم من را نشنیده بود، من آنجا نشسته بودم و راجع به خودم این طور فکر می کردم: «خدای من ، عجب بازنده بدشانسی هستم که این بازیگر آینده دار حتی اسم من را هم نشنیده است.»
او استعداد شگفت انگیزی داشت، فقط به نظرم زیادی جوان بود. نقش مارلا بسیار مهم بود؛ چرا که نقطه عطف فیلم به واسطه او شکل می گرفت. یعنی وقتی متوجه می شوی تایلر وجود خارجی نداشته و این خود راوی بوده که از مارلا سوءاستفاده می کرده، به بازیگری نیاز دارد که، چطور توضیح بدهم، انتخابش خاص و دور از ذهن باشد نه کسی که بهتر از او را نمی شناسی.
ستاره بیمار
در این فیلم بونهام کارتر، مجبور بود آن قدر سیگار بکشد که عملا از آن همه سیگار کشیدن بیمار شد. این هنرپیشه در مصاحبه ای با چنل آرت گفته: «در پایان فیلم من به یک تصویر رادیوگرافی با اشعه ایکس از ریه هایم به دیوید فینچر نشان دادم. مجبور شدم از ریه هایم تصویر بگیرم؛ چون در کمال تعجب در این شش ماه فیلمبرداری بیماری برونشیت گرفته بودم.
فینچر برداشت ها و شات های زیادی از صحنه های سیگار کشیدن داشت و فکر می کرد سیگار در این نقش خیلی اهمیت دارد. او خیلی با سیگار درگیر بود و من مجبور بودم فکری به حالش بکنم. باید بگویم که در این فیلم من همیشه در گورستانی از ته سیگارها نشسته بودم».
میزان دستمزدها
شاید عجیب به نظر برسد ما براد پیت هفت برابر ستاره هم بازی اش یعنی ادوارد نورتون دستمزد گرفت. براد پیت برای این نقش 17.5 میلیون دلار دستمزد گرفت و این در حالی بود که نورتون فقط 2.5 میلیون دلار به دست آورد.
داستان فنجان های استارباکس
در این فیلم تقریبا همه تماشاگران متوجه اندام ورزشکاری براد پیت شدند؛ اما واقعا کمتر کسی از تماشاگران متوجه وجود فنجان های پرشمار قهوه استارباکس در همه نماهای تکی و سینگل شات ها شد. فینچر دلیل این کار را برای مجله «امپایر» توضیح داده است. این کارگردان گفته: «وقتی در سال 1984 برای نخستین بار به لس آنجلس آمدم، قهوه خوب در این شهر اصلا وجود نداشت که زندگی آدم را نجات دهد.
بعد از آن استارباکس به وجود آمد و ایده محشری داشت؛ قهوه خوب، قهوه واقعا خوب و وقتی به موفقیت رسید، در هر محله ای دو یا سه استارباکس وجود داشت و این واقعا زیاد بود. ولی وقتی مدیران استارباکس متن فیلمنامه را خواندند، می دانستند که دارند چه کار می کنند. آنها یک جورهایی حاضر بودند به خودشان تلنگری بزنند و با خودشان شوخی کنند.
البته نه به این معنی که اجازه دهند از اسمشان برای کافی شاپی که در قسمتی از فیلمنامه کاملا ویران می شود، استفاده کنیم، ولی در بقیه موارد داوطلبانه با ما همکاری کردند. ما هنگام استفاده و همکاری با آنها ساعت های خوشی داشتیم. همه جای صحنه و در همه سکانس ها پر بود از فنجان های استارباکس. من هیچ خصومت شخصی ای با استارباکس ندارم. فکر می کنم آنها دارند تلاش می کنند کارشان را خوب انجام دهند و خیلی هم موفق هستند».
آن سطر توهین آمیز
در نسخه اصلی فیلمنامه چند خط دیالوگ بود که مارلا بعد از اولین رابطه به تایلر گفت. از نظر لورا زیسکین، مدیر تولید موسسه فاکس 2000، این جمله شدیدا توهین آمیز بود و از فینچر خواست که جمله را عوض کند. او به فینچر گفت: از تو خواهش می کنم، استدعا دارم، این جمله خیلی اهانت آمیز است و تو باید آن را حذف کنی... کارگردان هم به یک شرط قبول کرد: «من چیز دیگری را به جای آن سطر می گذارم ولی باید قول بدهی که هرچه بود، دیگر آن را تغییر ندهی.
زیسکین این شرط را قبل کرد و فینچر جمله را به صورتی شاید تندتر و غیرمعمول تر تغییر داد. وقتی زیسکین جمله جدید را شنید حتی بیشتر از جمله قبلی از آن عصبانی شد و از فینچر خواست همان جمله اولیه را استفاده کند ولی خب او قول داده بود و فینچر هم جمله دوم را به کار گرفت.
ستاره های زخمی
صحنه های مشت زنی زیادی در فیلم وجود دارد و این نکته که دیوید فینچر همیشه دوست دارد برداشت های زیادی را فیلمبرداری کند، باعث شد که بعضی از مواقع ستاره های فیلم موقع برداشت صحنه های طاقت فرسای فیزیکی زخمی شوند. پزشکی که گروه فیلمبرداری بر سر صحنه برده بود، شهادت داده که هم براد پیت و هم ادوارد نورتون دچار آسیب و دررفتگی انگشت شست دست شده اند و دنده هایشان زخمی شده بود و نورتون هم زخم بدی روی سرش داشت.
نورتون در مصاحبه ای با توتال فیلم گفته است: «یک سکانس در فیلم وجود دارد که براد من را از اتاقک عوارضی پارکینگ به بیرون پرت می کند و من زیر ماشین می افتم. این یک صحنه طاقت فرسا و خطرناک بود و فینچر اصرار داشت همه آن را در یک برداشت بگیریم و ما هم دفعات زیادی آن را انجام دادیم. حدود 20 تا 35 بار و سرانجام چیزی شبیه به آنچه در واقعیت ممکن است اتفاق بیفتد، انجام دادیم.
خیلی دردناک بود، اما خب من می توانستم هر تعدادی که او می خواست، این صحنه را انجام دهم، چرا که دیگر آب از سرمان گذشته بود. سرانجام در برداشت 33 تا 34 بود که براد احساس ناراحتی کرد و گفت: گوش کنید، جدی می گم، دیگه نه. او واقعا آسیب دیده بود و فینچر هم وقتی دید این طور است، قسم خورد که برداشت بعدی برداشت آخر است. پس من هم با نهایت وجود خودم را زیر ماشین انداختم. خیلی خسته بودم و به اندازه کافی غلت نخوردم. سرم را به کفی ماشین کوباندم و آخ بلندی از نهادم بلندشد. همان وقت دیدم که فینچر از روی صندلی اش بالا پرید و گفت: آهان این همان چیزی بود که می خواستم.
یک ستاره آینده
صحنه ای دیگر در فیلم است که در آن تایلر با اعضای باشگاه مشت زنی صحبت می کند. او در این صحنه یک جمله جالب گفت: «برنامه های تلویزیونی مان را به این باور رسانده اند که یک روز همه ما میلیونر و ستاره های راک می شویم، ولی این اتفاق نمی افتد و ما هیچی نخواهیم شد». موقع گفتن کلمه ستاره راک، تایلر مستقیما به چشمان کاراکتری به نام انجل فیس نگاه می کرد که خاردلتو که حالا یک ستاره سینما و دنیای راک واقعی است، نقش او را بازی می کرد.
با دوستان به اشتراک گذارید
نشر با ذکر منبع بلامانع است