Google Sponsorship Advertise

خرید شارژ و بسته اینترنتی همراه اول، ایرانسل و رایتل

شارژ نیاز دارید؟ بسته اینترنتی لازم دارید؟ با شارژل همه چی تو سه سوت!

دایره المعارف هفت اقلیم سریال «بازی تاج و تخت»


حتما شده موقع تماشای گیم آو ترونز فکرتان به این مشغول شود که تاریخ داستان چه زمانی است و هفت اقلیم کجا واقع شده اند؛ این دایره المعارف جمع و جور به پرسش هایتان پاسخ می دهد.

منتشر شده در تاریخ 1396/07/14 - 12 روز پیش
هفته نامه کرگدن - روناک حسینی: حتما شده موقع تماشای گیم آو ترونز فکرتان به این مشغول شود که تاریخ داستان چه زمانی است و هفت اقلیم کجا واقع شده اند؛ این دایره المعارف جمع و جور به پرسش هایتان پاسخ می دهد.
«مادر جان اسنو چه کسی است؟» آن روز در رستوران سانتامونیکا بولوار، بنیف وویز به این سوال مارتین جواب می دهند. در لحظه پاسخ، شعفی عمیق هر سه نفر را در بر می گرد. آن ها می فهمند هر سه به یک دنیا تعلق دارند و زمان آن رسیده که با زنده کردن دنیای میان خطوط کتاب ها، جهان را آشفته کنند. ویز رمان «ترانه آتش و یخ» را با اشتیاق در سی و شش ساعت خوانده است و خواندن صد صفحه از کتاب، بنیف را متقاعد می کند که از کتاب های مارتین سریالی تلویزیونی بسازد.
اسپویلر نباشیم
ترانه آتش و یخ، نام مجموعه رمان هایی است که جورج آر. آر. مارتین از سال 1991 نوشتنشان را آغاز می کند. جلد اول این سری داستان ها به اسم «بازی تاج و تخت» سال 1997 به بازار می آید و تبدیل می شود به کتابی پرفروش. قسمت اول سریال 17 آوریل 2011 از شبکه اچ بی او پخش می شود، در حالی که هوادارانش پیش از پخش اولین قسمت چشم انتظار آن بوده اند. از ابتدای راه، این سریال موفقیت تجاری بزرگی برای صاحبانش به همراه می آورد و آن طور که در گزارشی در روزنامه گاردین آمده است، تا سال 2014 این سریال بزرگ ترین مجموعه درام تلویزیونی است که بیش از همه سریال ها در موردش صحبت می شود.
هواداران این سریال در نقاط مختلف دنیا در شبکه های اجتماعی با گذاشتن نام شخصیت های داستان روی خود، از حاشیه های داستان، زندگی خصوصی بازیگران سریال و هر آنچه برای یک هوادار جذاب است، حرف می زنند.
در این بین بزرگ ترین خطر برای علاقه مندان به این سریال، اسپویلرها هستند. اسپویلرها زودتر از دیگران سریال را می بینند، از داستان سر در می آورند و اطلاعات بیشترشان را با دیگران به اشتراک می گذارند. آن ها تا جایی پیش رفته اند که می گویند سرورهای شبکه اچ بی او را هک کرده اند و به فیلمنامه قسمت پخش نشده ای از سریال و چند قسمت پخش نشده از مجموعه های دیگر این شبکه تلویزیونی دسترسی پیدا کرده اند. در این روزها که فقط هفت بازی تاج و تخت در حال پخش است، به دور از اسپویل، از چیزهایی نوشته ایم که هر بیننده این سریال باید بداند.
جغرافیای داستان مارتین
سریال داستان زمانی را روایت می کند که قاره های وستروس و ایسوس به پایان یک تابستان ده ساله نزدیک می شوند. شعار «زمستان در راه است» از همان قسمت اول از جریان اصلی داستان خبر می دهد، با وجود این در بازی تاج و تخت می توانیم سه خط اصلی را دنبال کنیم. خط داستانی اول، روایت رقابت خانواده های اشرافی است برای به دست آوردن تخت آهنین و پادشاهی هفت اقلیم. دومین خط داستانی همان نزدیک بودن زمستان است که نه فقط سرما و برف و تندباد که موجوداتی غریب را با خود می آورد.
زمستانی که در این سریال از آن حرف زده می شود، تنها مرگ موقت طبیعت و خاموشی درخت ها و جنگل ها نیست. این زمستان تمامی بشریت را نابود خواهدکرد. خط سوم داستانی این سریال، روایت فرزندان شاه پیشین هفت اقلیم است که در تبعید به سر می برند و بنا بر پیشگویی ها در سودای پس گرفتن تاج و تخت، هر آنچه دارند فدا می کنند.
برخلاف تصور برخی از بینندگان سریال، جغرافیای ساختگی مارتین به وستروس محدود می شود. سرزمین پادشاهی در وستروس قرار دارد، اما سرزمین های شرقی مرموزتر و پیچیده تر هستند. ایسوس قاره شرقی است که به وسیله دریای باریک از وستروس جدا شده است. شهرهای آزاد، خلیج بردگان، برهوت سرخ، دریای دوتراکی و والریا در این منطقه قرار دارد. سوتوریوس قاره جنوبی است که چیز زیادی از آن نمی دانیم. بعداز دریای تابستان به سوتوریوس می رسیم که هم جنگل های پهناور و هم صحراهای بزرگی دارد.
تنها سواحل شمالی سوتوریوس کشف شده اند و می گویند حیوانات درنده و طاعون، سهم کسانی است که راهی این سرزمین های جنوبی شوند. نات، جزیره اشک ها و دماغه باسیلیسک، بخش های شناخته شده سوتوریسو هستند. نات مردمانی دارد صلح جو با پوستی تیره و شفاف و چشمان طلایی. آن ها از میوه ها تغذیه می کنند و اعتقاد دارند نباید به حیوانات آزاری رساند. ناتی ها اغلب از سوی برده داران به بردگی گرفته می شوند، چرا که اهل صلح هستند و بردگان خوبی محسوب می شوند.
وستروس همان سرزمین هفت اقلیم است که در سریال مدام از آن گفته می شود.
چرا هفت اقلیم؟
وستروس 9 بخش دارد که به اضافه وحشی های آن سوی دیوار، در کل ده سرزمین جداگانه است؛ اما چرا هفت پادشاهی، پادشاهی شمال، پادشاهی دره، پادشاهی جزایر و رودخانه ها، پادشاهی صخره، پادشاهی ریچ، پادشاهی سرزمین های طوفان و پادشاهی دورن، همان هفت پادشاهی هستند که اگان با فرمانروایانشان جنگید تا حاکم وستروس شود.
درواقع اگان تارگرین برای نخستین بار یک سرزمین یکپارچه ایجاد کرد و همه هفت پادشاهی به غیر از دورن ها را مطیع خود ساخت. در هر کدام از این بخش ها خاندان های مهمی زندگی می کنند و بر هر بخش، یکی از این خانواده ها حکومت می کند. شاه هفت اقلیم هم در سرزمین پادشاهی بر تخت آهنین می نشیند. به غیر از مردم شمال وستروس که به خدایان قدیم معتقدند و مردم جزایر آهن که خدایان مغروق را باور دارند، باقی پیرو مذهب هفت هستند؛ مذهبی که در یکپارچه کردن وستروس نقشی موثر داشت.
فتنه هایی که تخت آهنین به پا می کند
تخت آهنین داستانی دارد که در قسمت های مختلف سریال به آن اشاره های دوری می شود، اما تا به حال داستان دقیقی از آن روایت نشده است. در یکی از قسمت های بازی تاج و تخت، لرد بیلیش و لرد واریس از سیاستمداران کارکشته سریال، دیالوگی دارند که در آن اشاره ای به تخت آهنین می شود. گفته می شود اگان تارگرین، این تخت را از شمشیرهای مخالفانش ساخته است که همه را از سر راهش برای پادشاهی هفت اقلیم برداشته است. نفس بالریون رعب سیاه، یکی از اژدهایان اگان، این شمشیرها را ذوب کرده و کوه سلاح را به تخت پادشاهی تبدیل کرده است. بیلیش به واریس می گوید: «این داستانی است که مجبوریم آن قدر تکرارش کنیم که فراموش کنیم دروغی بیش نبوده است.»
مبدا تاریخ بازی تاج و تخت
اگان کیست؟ اگان تارگرین یا اگان اژدها که به اگان فاتح هم معروف است، فاتح قلمروهای وستروس و موسس خاندان تارگرین است. فتح اگان به عنوان مبدا تاریخ در بازی تاج و تخت در نظر گرفته شده است البته می توان نگاه دقیق تری به مبدا تاریخ داشت. اگان اهل جزیره دارگون استون در بخش شرقی وستروس بود که غربی ترین پایگاه ممالک مستقل والریا هم محسوب می شد. خاندان اگان بیش از یک قرن قبل از نابودی والریا در آن جا ساکن شده بودند.
تارگرین ها رسم داشتند که درون خانواده ازدواجکنند. اگان به جای ازدواج با یکی از خواهرانش با هر دو ازدواج کرد. هر سه پیش از ازدواج در اژدهاسواری تبحر بسیار داشتند. اگان سال ها برای تصرف وستروس برنامه ریزی کرد.
روی میز بزرگی نقشه ای از وستروس حک کرد و در آن مرزهای قلمروهای هفتگانه را رسم نکرد. او معتقد بود وستروس باید به یک کشور تبدیل شود. اگان با دو خواهرش سوار بر سه اژدها، وگار، مراکسس و بالریون رعب سیاه، شش قلمرو از هفت پادشاهی را فتح کرد و در نهایت استقلال حکومت دورن ها را پذیرفت. او برای متحد کردن سرزمین ها به مذهب هفت گروید و به این شیوه پشتیبانی اعضای این فرقه را هم به دست آورد. زمانی که سپتون اعظم این فرقه او را در اولدتاون تدهین کرد، به عنوان مبدا رسمی تاریخ شناخته می شود.
خدایان مذهب هفت
پیروان مذهب هفت، هفت خدا دارند و در هر حالت خدایی را دعا می کنند که در آن زمان به خصوص به کارشان می آید. پدر نماینده قضاوت است و برای عدالت او را دعا می کنند. مادر نماینده پرورش فرزندان است و باروری و شفقت او را صدا می زنند. جنگجو نماینده قدرت در نبرد است. او برای کسب شجاعت و پیروزی خوانده می شود. آهنگر نماینده صنعت و نیروی بدنی است. زمانی خدای آهنگر را دعا می کنند که بنا باشد کاری به پایان برسد یا نیاز به نیروی بدنی برای کاری باشد.
عجوزه نماد دانایی است. او فانوسی در دست دارد و دعاکنندگان را راهنمایی می کند. غریبه اما خدای عجیب تری است؛ نماینده مرگ و ناشناخته ها. این خدا را کمتر صدا می زنند، اما آنان که طرد شده اند از او کمک می خواهند. محل دعای پیروان مذهب هفت، سپت است و کاهنان معبد سپت، سپتون و سپتا نامیده می شوند.
نیم نگاهی به سرزمین های شرقی
ایسوس جایی است که تا این جای سریال، به غیر از قسمت های مربوط به قدرت گرفتن دنیریس تارگرین و البته سفر ماجراجویانه آریا استارک، چندان مرکز توجه نیست. بیشتر رویدادها مربوط به خاندان های وستروس است و پادشاهی هفت اقلیم و دنیای آن سوی دیوار وایت واکرهایی که در راه هستند. برای شناختن ایسوس باید به گذشته های دور، پیش از پیروزی ایگان تارگرین سفر کنیم. البته نه تا عصر قهرمانان که در آن دوران ظاهرا هیچ اژدهایی نه در وستروس و نه در ایسوس وجود نداشت.
تاریخ ایسوس با والریایی ها پیوند خورده است. والریایی ها قومی از اقوام شرقی بودند که سرزمین های زیادی از شرق را فتح کردند، اما هرگز از دریای باریک رد نشدند. آن ها هم اعتقاد داشتند وستروس دورافتاده تر از آن است که ارزش فتح  کردن داشته باشد.
خاندان تارگرین هم از والریایی ها بودند و استقرار آن ها در جزیره ای در دریای باریک به نام دراگون استون، از معدود تحرکات والریایی ها به سمت غرب بود. 114 سال پیش از پیروزی ایگان، اتفاقی افتاد که تقریبا تمام معادلات را به هم زد. فاجعه والریا که دنیس خیالباف، از خانواده تارگرین دوازده سال قبل از وقوع، آن را پیش بینی کرده بود، روی داد.
امپراتوری والریا به دلایل نه چندان معلوم و شناخته شده ای از بین رفت. ظاهرا این اتفاق بر اثر یک زلزله بزرگ روی داد که چهره بخش شرقی را به کلی دگرگون کرد. در جریان این زلزله، شبیه جزیره والریا از بین رفت و پایتخت والریا نابود شد. آب های اطراف آن که به دریای دودزا معروف است، تا قرن ها بعد سمی بود و این شبه جزیره دیگر بازسازی نشد.
بعدها این محل به عنوان تبعیدگاهی برای مردان سنگی استفاده شد تا بدون آلوده کردن دیگران، در انزوا بمیرند. بعد از این اتفاق، امپراتوری از هم پاشید و حکومت های مستقل موسوم به شهرهای آزاد به وجود آمدند. پتوس یکی از همین شهرهای آزاد است که دنریس تارگرین سفر خود را از آن جا شروع کرد. شهر آزاد دیگر، لیس، زادگاه لرد واریس، یکی از سیاستمداران داستان بازی تاج و تخت است. تایروش زادگاه داریو، معشوق دنریس و شهر ولانتیس که بسیاری رویدادها در آن می گذرد هم از شهرهای آزاد هستند. اهالی این شهرها و همچنین ساکنان خلیج بردگان به زبان والریایی صحبت می کنند.
150 سال انقراض
تارگرین ها به شیوه ای که گفته شد، به وستروس راه پیدا کردند، اما پیش از آن ها نوادگان روینار از خاندان های ایسوسی به وستروس مهاجرت کرده بودند. آن ها در دورن ساکن بودند و با ازدواج با اهالی آن جا خاندان قدرتمند مارتل، حاکمان دورن، را به وجود آوردند. هیچ کدام از وستروسی ها شیوه مقابله با سپاه اگان و اژدهایانش را نمی دانستند، به غیر از دورنی ها که مشورت نوادگان روینار را داشتند. ظاهرا به همین دلیل هم اگان توانست همه وستروس را متحد خود کند، اما از پس دورن برنیامد.
آخرین پادشاه وستروس از خاندان تارگرین، شاه دیوانه بود که در نهایت باقی خاندان ها علیه او شورش کردند. بعد از مرگ او، رابرت براتیون همه را با خود متحد کرد و بر تخت آهنین نشست. آنچه در این سریال می بینیم، از روزهای آخر سلطنت رابرت آغاز می شود. دنریس، بازمانده خاندان تارگرین، موفق می شود صد و پنجاه سال بعد از نابودی آخرین اژدها، سه اژدها به دنیا بیاورد و برای پس گرفتن تاج و تخت راهی سرزمین پادشاهی شود.
اقتباس های مارتین
ظاهرا جورج آر. آر. مارتین، نویسنده ترانه آتش و یخ، تحت تاثیر جی. آر. آر. تالکین بوده است که او خود یکی از فانتزی نویسان بزرگ محسوب می شود. تالکین را با سه گانه ارباب حلقه ها می شناسیم و با دنیایی که او ساخته است تا حدودی آشنایی داریم. آنچه مارتین در ترانه آتش و یخ به تصویر می کشد، برخلاف دنیای ارباب حلقه ها، جنگ میان تاریکی و روشنایی نیست. او به گفته خودش دنیای خاکستری رنگ را تصویر کرده است که به دنیای واقعی نزدیک تر است.
در مطلبی چاپ شده در روزنامه گاردین، درباره دنیای مارتین این چنین توضیح داده شده است که او در واقع با خلق جهان ترانه آتش و یخ با استفاده از تاریخ قرون وسطی در اروپا، تاریخی جایگزین خلق کرده است؛ تاریخی که مارتین برای ما ساخته است، وجه داستانی شده شخصیت ها و مکان های واقعی هستند. جنگ میان خانواده لنیستر و خانواده استارک، برگرفته از جنگی واقعی است که در میانه قرن پانزدهم روی داده است و به نبرد رزها معروف است.
شخصیت سرسی از شخصیت ایزابلا، ملکه فرانسه در قرن های سیزده و چهارده میلادی، گرته برداری شده که در زمانه خود به گرگ فرانسه شهرت داشته است. دو تراکی ها همان مغول هایی هستند که با اسب هایشان امورات می گذراندند.
دیوار شمالی که مارتین در داستانش از آن حرف می زند، ظاهرا دیواری است مشهور به دیوار هادریان که به دستور امپراتور هادریان، امپراتور روم در قرن دوم میلادی، در شمال انگلستان امروزی ساخته شد تا مرزهای شمالی امپراتوری روم را در برابر حمله های قبایل سلتی حفظ کند. آیرون بورن ها یا ساکنان جزایر آهن، از وایکینگ ها اقتباس شده اند و نابودی والریا، از افسانه آتلانتیس وام گرفته شده است.
داستانی که امروز با چندین و چند لایه میلیون ها نفر از مردم دنیا را مسحور خود کرده است، حاصل خالقیت مارتین و دو فیلمسازی است که پیشنهاد ساخت سریال از ترانه آتش و یخ را دادند؛ دنیایی که مارتین با ترکیب کردن تاریخ و افسانه ساخته است، دنیای است یکپارچه که موجب شده هزاران نفر در دنیا، دست از زندگی در دنیای واقعی بشویند و خود را در رویدادهای بازی تاج و تخت غرق کنند و حتی برای دختربچه هایشان شناسنامه ای با اسم «خالیسی» بگیرند.
با دوستان به اشتراک گذارید
نشر با ذکر منبع بلامانع است