Google Sponsorship Advertise

خرید شارژ و بسته اینترنتی همراه اول، ایرانسل و رایتل

شارژ نیاز دارید؟ بسته اینترنتی لازم دارید؟ با شارژل همه چی تو سه سوت!

جلال طالبانی؛ سیاستمدار خندان


روز گذشته خانواده ی آقای جلال طالبانی، رییس جمهور سابق عراق و اولین رییس جمهور غیرعرب این کشور اعلام کردند که وی در سن ۸۳ سالگی پس از سال ها بیماری در بیمارستانی در برلین درگذشته است.

منتشر شده در تاریخ 1396/07/12 - 2 ماه پیش
وب سایت روزیاتو: روز گذشته خانواده ی آقای جلال طالبانی، رییس جمهور سابق عراق و اولین رییس جمهور غیرعرب این کشور اعلام کردند که وی در سن ۸۳ سالگی پس از سال ها بیماری در بیمارستانی در برلین درگذشته است.
علا طالبانی، از خانواده ی آقای جلال طالبانی که عضو پارلمان عراق است پس از گزارش تلویزیون دولتی عراق و رسانه های کُردی، مرگ وی را تایید کرد. جلال طالبانی که در میان کُردها با نام «مام جه لال» (عمو جلال) شناخته می شود در براندازی حکومت صدام با دولت ایالات متحده همکاری داشت و پس از تقسیم قدرت در این کشور به عنوان اولین رییس جمهور غیر عرب این کشور بین سال های ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۴ در این مقام ماند و بر تدوین قانون اساسی جدید که خودمختاری منطقه ی کردستان عراق را به رسمین می شناخت نظارت کرد.
مرگ جلال طالبانی تنها یک هفته بعد از همه پرسی جنجالی استقلال کردستان عراق رخ داد که با رأی حداکثری مردم برای جدایی از عراق همراه بود. وی در اکثر دوران ریاست جمهوری خود با بیماری های مختلف دست و پنجه نرم می کرد. در سال ۲۰۱۲ وی دچار حمله قلبی شد و به مدت ۱۸ ماه در بیمارستانی در آلمان تحت مداوا قرار گرفت.
جلال طالبانی در ۱۲ نوامبر سال ۱۹۳۳ میلادی در روستای کَلکان در نزدیکی شهر سلیمانیه در کردستان عراق بدنیا آمد و از همان دوران نوجوانی به مبارزات سیاسی برای احقاق حقوق مردم کردستان عراق پیوست.
در سن ۱۴ سالگی به حزب دموکراتیک کردستان پیوست که در دهه ی ۶۰ میلادی عملیات چریکی خود را برای مبارزه با دولت مرکزی عراق آغاز کرده بود. وی برای تحصیل به دانشگاه بغداد رفت اما قبل از پایان تحصیلات و برای ممانعت از دستگیر شدن به جرم فعالیت های سیاسی دانشگاه را ترک کرده و به کردستان بازگشت. وی که به چندین زبان زنده دنیا تسلط داشت در سال ۱۹۵۵ به چین سفر کرد و با مقامات حزب خلق چین دیدار کرد ونوشته های مائو زدونگ را به زبان کُردی ترجمه نمود.
پس از سقوط جکومت پادشاهی هاشمیان در سال ۱۹۵۸، به عراق بازگشت و تحصیلات خود در رشته ی حقوق را به پایان رساند. در سال ۱۹۶۱ و پس از اتمام دوران خدمت سربازی به جمع پیشمرگه های ملا مصطفی بارزانی پیوست که برای خودمختاری با دولت مرکزی می جنگیدند. وی به عنوان نماینده ی بارزانی در خارج از کشور فعالیت می کرد و به همین دلیل مدتی را در لبنان و سوریه به سر برد.
در همین زمان وی به کشورهای اروپایی و آسیایی دیگر نیز سفر کرده و با معمر قذافی در لیبی، جمال عبدالناصر در مصر ، یاسر عرفات در فلسطین، سلطان حسین در اردن و حافظ اسد در سوریه دیدار کرد. وی رفته رفته از لحاظ فکری با حزب دموکراتیک کردستان اختلاف پیدا کرده و بدین ترتیب همراه با ابراهیم احمد، سیاستمدار و نویسنده ی سرشناس کُِرد، از این حزب جدا شده و در سال ۱۹۷۰ با دختر او، هیرو، ازدواج نمود. تفکرات سوسیالیستی او از ایدئولوژی مارکسیستی- مائویستی نشأت می گرفت.
جلال در سال ۱۹۷۵ حزب اتحادیه میهنی کردستان «یه کیه تی نیشتمانی» را در عراق تاسیس کرد که برای خودمختاری و جدایی مناطق کُردنشین شمال کشور عراق از دولت مرکزی مبارزه می کرد. به عنوان دبیر کل این حزب، وی وارد درگیری های نظامی با دولت صدام حسین شد که در دوران جنگ ایران و عراق نیز ادامه داشت. در طول دوران جنگ ایران و عراق وی به ایالات متحده سفر کرده و سعی کرد که حمایت این کشور در محاکمه سران رژیم صدم را به جرم نسل کشی کُردها استفاده از سلاح های شیمیایی علیه آن ها جلب کند.
در آن دوران در رسانه های بین المللی از این جنایت صدام حرف زیادی زده نمی شد و جلال طالبانی با حضور در سازمان ملل و سخنرانی در این مورد، نقش مهمی در برملا شدن نسل کشی کُردها و استفاده از سلاح شیمیایی علیه آن ها به خصوص در شهر حلبچه شد.  پس از پایان جنگ اما وی از در صلح برآمده و با صدام حسین دیدار کرد تا مانع از حمله ی وی به مناطق کُردنشین شود. پس از این که دولت های غربی پس از جنگ اول خلیج فارس منطقه ی شمال عراق را پرواز ممنوع اعلام کردند، این منطقه توانست خودمختاری نسبی بدست آورده و از گزند حملات صدام در امان بماند. اما در اتفاقاتی ناگوار جلال طالبانی و مسعود بارزانی ، که پس از مرگ پدرش ریاست حزب دموکراتیک را بر عهده گرفته بود، وارد درگیری های نظامی پراکنده با هم شدند که در نهایت با میانجیگری ایالات متحده در سال ۱۹۹۷ به پایان رسید.
پس از سقوط دولت صدام در نتیجه ی حمله ی نظامی ایالات متحده، جلال طالبانی، توسط مجلس ملی دولت انتقالی به عنوان رییس جمهور انتخاب شد.  در دوران ریاست جمهوری وی، منطقه ی کردستان عراق خودمختاری کامل خود را در قالب یک دولت فدرالی به دست آورد، اگر چه این منطقه از سال ۱۹۹۱ با حمایت ایالات متحده، بریتانیا و فرانسه خودمختاری نسبی داشته و دولت صدام اجازه نداشت در این منطقه هیچ عملیاتی انجام دهند. در سال های ۲۰۰۶ و ۲۰۱۰، طالبانی بار دیگر به عنوان رییس جمهور عراق انتخاب شد.  در سال ۲۰۱۱ و با اعلام رسمی خروج کامل نیروهای آمریکایی از عراق، جلال طالبانی به دلیل مشارکت در دولت و تلاش برای اتحاد کشور مورد قدردانی قرار گرفت. وی تفکراتی سوسیالیستی داشت و در تمام طول عمر خود برای چیزی که آن را آزادی مردمش می دانست تلاش کرد.
جلال طالبانی را به عنوان سیاستمداری کارکشته می شناختند که سهم زیادی در اتحاد کشور عراق پس از فروپاشی حکومت صدام داشت. وی به گفتگوهای سیاسی و آشتی طلبانه ایمان داشت و به خاطر همین دیدگاه حتی با بدترین دشمنانش نیز گفتگو می کرد. رایان کراکر، سفیر سابق ایالات متحده در عراق، برای اولین بار در سال ۲۰۰۱ از ترکیه وارد کردستان عراق شد و با جلال طالبانی دیدار کرد.  وی در مورد او گفته است:” همیشه با او گفتگو می کردیم، همانطور که با دیگران داشتیم، اما گفتگو با مام جلال لذت بیشتری داشت”. وی شخصیتی سیاسی در عراق بود که حتی دشمنانش نیز او را دوست داشته و با احترام از او یاد می کردند. وی دو پسر به نام های بافل و قباد دارد که دومی معاونت نخست وزیر دولت منطقه ای اقلیم کردستان را بر عهده دارد.
در همین زمان وی به کشورهای اروپایی و آسیایی دیگر نیز سفر کرده و با معمر قذافی در لیبی، جمال عبدالناصر در مصر ، یاسر عرفات در فلسطین، سلطان حسین در اردن و حافظ اسد در سوریه دیدار کرد. وی رفته رفته از لحاظ فکری با حزب دموکراتیک کردستان اختلاف پیدا کرده و بدین ترتیب همراه با ابراهیم احمد، سیاستمدار و نویسنده ی سرشناس کُِرد، از این حزب جدا شده و در سال ۱۹۷۰ با دختر او، هیرو، ازدواج نمود. تفکرات سوسیالیستی او از ایدئولوژی مارکسیستی- مائویستی نشأت می گرفت.
جلال در سال ۱۹۷۵ حزب اتحادیه میهنی کردستان «یه کیه تی نیشتمانی» را در عراق تاسیس کرد که برای خودمختاری و جدایی مناطق کُردنشین شمال کشور عراق از دولت مرکزی مبارزه می کرد. به عنوان دبیر کل این حزب، وی وارد درگیری های نظامی با دولت صدام حسین شد که در دوران جنگ ایران و عراق نیز ادامه داشت. در طول دوران جنگ ایران و عراق وی به ایالات متحده سفر کرده و سعی کرد که حمایت این کشور در محاکمه سران رژیم صدم را به جرم نسل کشی کُردها استفاده از سلاح های شیمیایی علیه آن ها جلب کند.
در آن دوران در رسانه های بین المللی از این جنایت صدام حرف زیادی زده نمی شد و جلال طالبانی با حضور در سازمان ملل و سخنرانی در این مورد، نقش مهمی در برملا شدن نسل کشی کُردها و استفاده از سلاح شیمیایی علیه آن ها به خصوص در شهر حلبچه شد.
پس از پایان جنگ اما وی از در صلح برآمده و با صدام حسین دیدار کرد تا مانع از حمله ی وی به مناطق کُردنشین شود. پس از این که دولت های غربی پس از جنگ اول خلیج فارس منطقه ی شمال عراق را پرواز ممنوع اعلام کردند، این منطقه توانست خودمختاری نسبی بدست آورده و از گزند حملات صدام در امان بماند. اما در اتفاقاتی ناگوار جلال طالبانی و مسعود بارزانی ، که پس از مرگ پدرش ریاست حزب دموکراتیک را بر عهده گرفته بود، وارد درگیری های نظامی پراکنده با هم شدند که در نهایت با میانجیگری ایالات متحده در سال ۱۹۹۷ به پایان رسید.
پس از سقوط دولت صدام در نتیجه ی حمله ی نظامی ایالات متحده، جلال طالبانی، توسط مجلس ملی دولت انتقالی به عنوان رییس جمهور انتخاب شد.
در دوران ریاست جمهوری وی، منطقه ی کردستان عراق خودمختاری کامل خود را در قالب یک دولت فدرالی به دست آورد، اگر چه این منطقه از سال ۱۹۹۱ با حمایت ایالات متحده، بریتانیا و فرانسه خودمختاری نسبی داشته و دولت صدام اجازه نداشت در این منطقه هیچ عملیاتی انجام دهند. در سال های ۲۰۰۶ و ۲۰۱۰، طالبانی بار دیگر به عنوان رییس جمهور عراق انتخاب شد.
در سال ۲۰۱۱ و با اعلام رسمی خروج کامل نیروهای آمریکایی از عراق، جلال طالبانی به دلیل مشارکت در دولت و تلاش برای اتحاد کشور مورد قدردانی قرار گرفت. وی تفکراتی سوسیالیستی داشت و در تمام طول عمر خود برای چیزی که آن را آزادی مردمش می دانست تلاش کرد.
جلال طالبانی را به عنوان سیاستمداری کارکشته می شناختند که سهم زیادی در اتحاد کشور عراق پس از فروپاشی حکومت صدام داشت. وی به گفتگوهای سیاسی و آشتی طلبانه ایمان داشت و به خاطر همین دیدگاه حتی با بدترین دشمنانش نیز گفتگو می کرد. رایان کراکر، سفیر سابق ایالات متحده در عراق، برای اولین بار در سال ۲۰۰۱ از ترکیه وارد کردستان عراق شد و با جلال طالبانی دیدار کرد.
وی در مورد او گفته است:” همیشه با او گفتگو می کردیم، همانطور که با دیگران داشتیم، اما گفتگو با مام جلال لذت بیشتری داشت”. وی شخصیتی سیاسی در عراق بود که حتی دشمنانش نیز او را دوست داشته و با احترام از او یاد می کردند. وی دو پسر به نام های بافل و قباد دارد که دومی معاونت نخست وزیر دولت منطقه ای اقلیم کردستان را بر عهده دارد.
با دوستان به اشتراک گذارید
نشر با ذکر منبع بلامانع است