Google Sponsorship Advertise

خرید شارژ و بسته اینترنتی همراه اول، ایرانسل و رایتل

شارژ نیاز دارید؟ بسته اینترنتی لازم دارید؟ با شارژل همه چی تو سه سوت!

هریسون فورد: همیشه خوشحالم که پول بگیرم!


از وقتی هالیوود شروع به کار کرد، به نظر نمی رسد که هیچ کس کمتر از هریسون فورد نیازمند به شهرت یا فیلم بوده باشد. کریس هیت از جی کیو با این افسانه ۷۵ ساله در چند موقعیت مختلف صحبت می کند تا ببیند چرا این بی تفاوتی کلی تفاوت ایجاد کرده است.

منتشر شده در تاریخ 1396/06/26 - 2 ماه پیش
بانی فیلم: از وقتی هالیوود شروع به کار کرد، به نظر نمی رسد که هیچ کس کمتر از هریسون فورد نیازمند به شهرت یا فیلم بوده باشد. کریس هیت از جی کیو با این افسانه ۷۵ ساله در چند موقعیت مختلف صحبت می کند تا ببیند چرا این بی تفاوتی کلی تفاوت ایجاد کرده است.
به گزارش بانی فیلم به نقل از جی کیو، هریسون فورد ترجیح می دهد از کلمات کمی استفاده کند و همان ها را هم با دقت انتخاب کند. او الان چهار دهه است که مشهور شده و در ۳۴ سالگی وقت نقش هان سولو را در «جنگ ستارگان» بازی کرد در سطح جهان شناخته شد. از آن موقع تا به حال، به خاطر این معروف است که در مصاحبه ها کمترین میزان لازم را درباره اینکه واقعا چه کسی است می گوید.
او در ملاقاتی برای صبحانه در بوستون می گوید: «اینطوری همیشه بهتر است. که درباره اش صحبت نکنم. فقط کارم را بکنم.»
به این ترتیب آدم ممکن است فکر کند مصاحبه با فورد کاری خسته کننده و بی فایده باشد. اما به هیچ وجه اینطور نیست. تا حد زیادی هم دلیلش این است که وقتی هریسون فورد دارد سعی می کند از پاسخ دادن به سوال ها طفره برود، از بیشتر مردم در حالیکه دارند به سوال ها پاسخ می دهند جالب تر و سرگرم کننده تر است.
فیلمی که می خواهد در این مصاحبه در مورد آن صحبت کند «بلید رانر ۲۰۴۹» است که به نحوی دنباله فیلم اصلی سال ۱۹۸۲ ساخته ریدلی اسکات است. این بار اسکات تهیه کنندگی می کند و دنیس ویلنو روی صندلی کارگردانی می نشیند.
او درباره فیلم می گوید: «داستانی است که به طور طبیعی از داستان فیلم اول شکل می گیرد و ۳۵ سال بعد به وقوع می پیوندد. رایان گاسلینگ نقش شخصیتی جدید را بازی می کند که همان کاری را دارد که من قبلا داشتم. واقعا این تمام چیزی است که آدم می تواند درباره فیلم بگوید.»
می گوید وقتی درباره ساختن این دنباله با او تماس گرفتند، به هیچ وجه نکته ای منفی در مورد آن ندید. نکات مثبتش چه چیزهایی بودند؟ «تجربه ساختن فیلمی که کمی نسبت به کارهایی که اخیرا کرده ام متفاوت بود. و پازل ذهنی آن و پول هم گرفتم. همیشه خوشحالم که پول بگیرم.»
هریسون فورد از چهار دهه شهرت با طفره رفتن از تک تک سوال ها سالم بیرون نیامده است. او بسیار باهوش تر از این حرف هاست. داستان هایی گلچین شده درباره گذشته او گفته شده است. بعضی از آن ها درباره دورانی است که او به عنوان بازیگری تازه کار پشت سر گذاشت.
این اواسط دهه شصت بود و هریسون فورد در پایان دورانی قدیمی تر از هالیوود شروع به کار کرد که در آن بازیگرانی که پتانسیل داشتند با استودیوهای فیلم قراردادهای هفت ساله می بستند. آنجا به آن ها کار یاد می دادند و می گفتند چطور رفتار کنند و اگر ثابت می کردند که استحقاقش را دارند، می توانستند مسیر حرفه ای کاری خود را بسازند. فورد به خوبی با این فرمول کنار نمی آمد و دو بار قرارداد بست و کنار گذاشته شد.
آن موقع دنیای متفاوتی بود. بازیگران قراردادی باید پنج روز در هفته با کت و شلوار سر صحنه حاضر می شدند و اگر کار دیگری نداشتند کلاس بازیگری می گرفتند. داستانی را تعریف می کند که عکسی از الویس پرسلی دست او دادند و گفتند باید بروی آرایشگاه و موهایت را درست مثل او بزنی. «آن ها این را هم گفتند که هریسون فورد اسم خوبی نیست و کمی پرمدعا به نظر می رسد. من هم رفتم و احمقانه ترین اسمی که می توانستم، کرت اَفِر، را انتخاب کردم و همانطور که امیدوار بودم آن ها گفتند بروم پی کارم. فقط داشتم سر به سرشان می گذاشتم چون آن ها هم داشتند همین کار را می کردند.»
واقعا داشتند سر به سرش می گذاشتند یا فقط داشتند کارشان را انجام می دادند؟ «فکر کنم داشتند کارشان را انجام می دادند، اما آن کار به هیچ وجه به اندازه ای خوب نبود که بخواهد کار من را قابل مذاکره کند.»
این نوع تعهد از کجا سرچشمه می گیرد؟ «من در شیکاگو بزرگ شدم. در میدوست بزرگ شدم. فکر کنم این نحوه تربیتم بوده.»
فورد ۷۵ سال پیش به دنیا آمد. پدر و مادرش بازیگری انجام داده بودند، اما در نهایت پدرش تبدیل به یک مدیر اجرایی تبلیغاتی موفق شد. گفته می شود در اصل این ایده پدرش بوده که ماشین لباس شویی ها جلوی شان یک پنجره داشته باشند تا آدم بتواند ببیند داخل شان چه خبر است.
شناخته شده ترین حقیقت از سال های اولیه هریسون فورد این است که او زمانی چوب بر بوده. این طی روزهای بازیگری قراردادی و بعد از آن بود که مسیر حرفه ای کاری اش متوقف شده بود. آنطور که داستان تعریف می شود، فورد یک روز اعلام کرد می خواهد چوب بر بشود، چند کتاب از کتابخانه گرفت تا به خودش یاد بدهد باید چه کار کند و بعد شروع به کار کرد.
مسلما انقدرها هم ساده نبوده؟ او می گوید: «خب، آره و نه. می دانستم چطور از ابزار استفاده کنم. می دانستم چطور خط صاف ببرم. اهمیت می دادم که باید صاف باشد و بزرگترین بخشش همین بود. پدرم یک کارگاه کوچک در زیرزمین مان داشت و کمی با هم کار می کردیم. یک روز هم انگشتنش را برید.»
واقعا؟ «آره، برای همین این درس خوبی بود. من انگشت را برداشتم و آن را در کلینکس پیچیدم و در جیبم گذاشتم، اما وقتی که به بیمارستان رسیدم آن را به جراح دادم و او آن را مستقیم داخل سطل آشغال انداخت. احتمالا حدود ۱۶ سالم بود.»
مکالمه با هریسون فورد مثل بودن در زمین بازی می ماند. درباره اینکه فکر می کند استعدادش چیست می گوید: «داستان سرایی. من به داستان ها جذب می شوم، اینکه چطور ساخته می شوند را دوست دارم، این را دوست دارم که چطور چیزی که ارزش گفته شدن دارد را به ما می گویند. دوست دارم یک داستان خوب یا جوک خوب بشنوم. وقتی شروع به بازیگری کردم متوجه این مسئله شدم.»
در ماه مارس سال ۲۰۱۵ وقتی که هواپیمای مدل جنگ جهانی دوم او دچار سانحه شد، فورد در اخبار بود. هنوز هم چند دقیقه منتهی به سقوطش در یک زمین گلف را به یاد نمی آورد، اما شواهد موجود، از جمله مکالمه هایش با برج مراقبت حاکی از این است که او تمام کارهای لازم و هوشمندانه برای کنترل کردن آسیب وارده را کم کرد. تحقیقی که در مورد سقوط او انجام شد به این نتیجه رسید که او مقصر نبوده و مشکلی که برای کاربراتور هواپیمایش پیش آمده تقریبا غیرقابل تشخیص در چک آپ معمول بوده است.
اما او آگاه است که بعد از یک ماجرای دیگر که اوایل امسال در فرودگاه جان وین پیش آمد و او به جای اینکه هواپیمایش را در باند فرود به زمین بنشاند در یک ترمینال تاکسی نزدیک آن نشاند، تبدیل به بخشی از روایتی در مورد ماجراجویی های هوایی هریسون فورد شده است. این بار او خراب کاری کرده بود و باعث شد تیترهایی مثل «برخورد نزدیک هواپیمای هریسون فورد با ۷۳۷» نوشته شوند.
او اقرار می کند که «خجالت آور بود. حقیقتا خجالت آور بود.» اما می گوید روایت رسانه ها کاملا درست نبوده است. «من از بالای او پرواز نکردم و نزدیک به برخورد هم نبودیم. اما رسما، من به پروسه روانی معمول که می توانند باعث اشتباه کردن خلبان شوند اقرار کردم؛ حواس پرتی و تمرکز روی یک نقطه.» او می گوید به تازگی از بازدید عمه ۱۰۱ ساله اش برگشته بود که به آسایشگاه فرستاده شده بود و «به همین دلیل داشتم به چند چیز دیگر فکر می کردم. فرود خوبی هم بود. فقط در جای اشتباه.»
وقتی از رادیو به فورد گفتند چه کار کرده، به سرعت می دانست چه اتفاقی خواهد افتاد. او می گوید: «می دانستم باید با عواقب کارم مواجه شوم. می دانستم گند زده ام. می دانستم چه پروسه ای خواهد داشت. حتی می دانستم در روزنامه ها خواهد بود. فقط نمی دانستم قرار است چند هفته طول بکشد. نمی دانستم قرار است بهترین دوست مایک فلین هم بشوم. چون او هم حسابی وضعش خراب بود و من او را از چرخه اخبار بیرون کشیدم.»
البته چنین مسایلی به هیچ وجه باعث نشده او از پرواز کردن دست بکشد و برای رسیدن به بوستون هم خودش از لس آنجلس پرواز کرد.
در مصاحبه نوامبر گذشته جی کیو با رایان گاسلینگ، او برای فیلمبرداری «بلید رانر ۲۰۴۹» در بوداپست بود و توضیح داد که چطور فورد به صورت غیرعمد در یکی از صحنه های فیلمبرداری به صورت او مشت زده است. فورد تایید می کند و می گوید: «با مشت زدم به صورت رایان گاسلینگ. صورت رایان گاسلینگ جایی بود که نباید می بود.»
در توضیح بیشتر می گوید: «کار او این بود که خارج از محدوده مشت من باشد. شغل من این بود که مطمئن شوم مشتم را می کشم. اما ما داشتیم حرکت می کردیم و دوربین داشت حرکت می کرد، بنابراین باید نسبت به درجه دوربین آگاه می بودم تا بتوانم ظاهر مشت را خوب جلوه بدهم. طی مراحل فیلمبرداری صدتا مشت به او زدم، فقط یک بار به او خورد.»
پس باید خوشحال باشد؟ «خودم که این را چند بار بهش گفتم.»
فیلم اصلی «بلید رانر» همیشه مثل الان محبوب و پرطرفدار نبود. اگر مقاله های قدیمی درباره هریسون فورد را بخوانید، تقریبا شوکه کننده است که زمانی این پروژه را در لیست فیلم هایی قرار می دادند که به عنوان تلاش های شکست خورده هریسون فورد برای گسترش دادن دسترسی اش فراتر از فرنچایزهای «جنگ ستارگان» و «ایندیانا جونز» به حساب می آمدند. اما به زودی، مسیر حرفه ای کاری فورد در جهت های مخلتف رشد کرد و «بلید رانر» هم به آرامی به رشد خود ادامه داد.
اواخر مسیر کاری بازیگران در هالیوود می تواند سخت باشد، اما فورد توانسته به خاطر احیای نمادین ترین نقش هایش مسیر خوبی را طی کند. فورد می گوید: «خب، بهتر از بولینگ است.»
«بلید رانر» فقط یک مثال است. فرنچایز «ایندیانا جونز» در سال ۲۰۰۸ دوباره زنده شد و در آن جونز که پیرتر شده بود در سال های بعد از جنگ دوباره به مشکل خورد. یک فیلم جدید «ایندیانا جونز» هم در دست ساخت است. در حقیقت، به تازگی به فورد گفته اند فیلمنامه اش آماده است و او امیدوار است فیلمبرداری اش در نیمه دوم سال آینده انجام شود. این فیلم جدید چه چیزی نیاز خواهد داشت تا بتواند او را راضی کند که کاملا درگیر آن شود؟ در پاسخ می گوید «سرمایه».
اما چیزی که کمتر انتظارش می رفت بازگشت او به دنیای «جنگ ستارگان» بود. او می گوید: «خودم هم سورپرایز شده بودم. نخستین تماسی که با من گرفته شد از سوی جورج لوکاس بود. به من پیشنهاد دادند که ممکن است دوباره در نقش هان سولو بازی کنم. فکر کنم حتی در همان تماس اول به این نکته اشاره شد که او زنده نمی ماند. این مسئله ای است که مدت ها سر آن بحث داشتیم.» فورد به طور ناموفق لابی کرده بود که هان سولو در فیلم «بازگشت جدای» سال ۱۹۸۳ بمیرد. «بنابراین من هم گفتم خیلی خب.»
ضروری بود که او هم در فیلم باشد؟ «نه ضروری نبود. اما پیشرفت جالبی برای شخصیت بود.» وقتی بحث «جنگ ستارگان» می شود، با توجه به طبیعت علمی تخیلی فیلم، آیا او کاملا و بدون بحث از این فیلم حذف شده است؟ آیا دیگر هیچ کاری با این فیلم ندارد؟ فورد می گوید: «من کارم با «جنگ ستارگان» تمام است اگر «جنگ ستارگان» کارش با من تمام باشد. نمی توانم تصور کنم که دوباره به این مجموعه بازگردم، اما به هرحال علمی تخیلی است. الان ترجیح می دهم کار دیگری بکنم. فقط به خاطر اینکه کار جدیدی انجام دادن جالب تر است.»
در یک لحظه نهایی با هریسون فورد، او یک بار دیگر سعی می کند هیچ چیز نگوید و یک بار دیگر به زیبایی شکست می خورد. آیا اهمیت می دهد مردم چه فکری درباره اش می کنند؟ «فقط اگر آن موقع کنارشان باشم.» اما از نظر کلی تر چطور؟ «انتظار دارم مورد نقد قرار بگیرم و انتظار دارم به طور غیرمنصفانه از من تمجید شود. این فقط بخشی از کار ماست که مردم درباره مان صحبت می کنند.»
آیا اهمیت می دهد در نهایت چطور او را به یاد خواهند آورد؟ «نه. نه. توسط بچه هایم؟ آره.» چرا اهمیتی نمی دهد؟ می گوید «چون غیرضروری است. آدم زندگی می کند و می میرد. چیز غیرطبیعی این است که فیلم زنده می ماند. اما اهمیتی به این نمی دهم. تا وقتی دوام داشت خوب بود. تا وقتی زنده بودم. خوب بود.»
نباید انقدر درباره اش در زمان گذشته صحبت کند! هنوز دارد اتفاق می افتد! می گوید: «آره، اما، می دونی… آره. خوبه.»
با دوستان به اشتراک گذارید
نشر با ذکر منبع بلامانع است