Google Sponsorship Advertise

خرید شارژ و بسته اینترنتی همراه اول، ایرانسل و رایتل

شارژ نیاز دارید؟ بسته اینترنتی لازم دارید؟ با شارژل همه چی تو سه سوت!

«داستان های میه روویتز»، ساخته تازه بامباخ


در میان کارگردانان نسل جدید سینمای آمریکا نووا بامباخ جایگاه ویژه ای دارد و اگر رقبا و هماوردهایی را برای او قائل باشیم، فقط امثال پال تامس اندرسون، الکساندر پین، وس اندرسون و شاید دیمی ین چازه له از دیدگاه عمیق بینی و جامعه شناسی هنری با وی برابری کنند و چیزی همانند او نشان بدهند.

منتشر شده در تاریخ 1396/06/23 - 7 روز پیش
بانی فیلم : در میان کارگردانان نسل جدید سینمای آمریکا نووا بامباخ جایگاه ویژه ای دارد و اگر رقبا و هماوردهایی را برای او قائل باشیم، فقط امثال پال تامس اندرسون، الکساندر پین، وس اندرسون و شاید دیمی ین چازه له از دیدگاه عمیق بینی و جامعه شناسی هنری با وی برابری کنند و چیزی همانند او نشان بدهند.
با این مقدمه باید یادآور شویم، «داستان های میه روویتز» نام فیلم تازه ای است که نووا بامباخ ۴۸ ساله درباره مسائل خانوادگی و کاستی های اجتماعی در کشورش ساخته و اتفاقات بر شهر نیویورک متمرکز است و این شهری است که وودی آلن معروف بیش از ۴۰ سال است فیلم های کمدی- اجتماعی توام با مضامین تلخ خود را در ارتباط با آن و ویژگی های این شهر ساخته است.
البته فیلم جدید نووا بامباخ که نام کامل و اصلی آن «داستان های میه روویتز (جدید و منتخب)» است، در قیاس با کارهای وودی آلن تمی بسیار جدی تر دارد و عاری از نگاههای تمسخر گرایانه آلن است و بازی قوی داستین هافمن و اما تامپسون کهنه کار و آدام سندلر و بن استیلر میانسال از نقاط قوت آن است.
پرداختن به خانواده های درهم ریخته و تشریح زندگی های سرشار از تضاد آنها در یک آمریکای از هم گسیخته و دچار «درد بی دردی» و سرشار از آدمهای مرفه بی مشکل، تجربه تازه ای در سینمای آمریکا نیست و به تبع آن باید هر کار تازه ای در این ارتباط قوی تر از فیلمهای گذشته باشد تا فلسفه وجودی آن منطقی باشد و بینندگان به این نتیجه برسند که دیدن یک فیلم جدید در این خصوص ارزش اش را داشته و اگر یک حسن بارز و نقطه قوت آشکار در فیلم جدید بامباخ در این زمینه وجود داشته و دلیل قاطعی برای تولید آن باشد، آن سبب کاراکتر قوی مرکزی هارولد میه روویتز پدر و «بزرگ» خاندان میه روویتز است که با بازی هنرمندانه و حرفه ای داستین هافمن جلوه ای ویژه یافته و او ۴۹ سال پس از اولین فیلم بزرگش که همانا «گراجوئت» (فارغ التحصیل) بود، طوری بازی می کند که نه تنها نزولی را نشان نمی دهد بلکه حتی با بهترین کارهای عمرش که دو فیلم اسکاری «کریمر علیه کریمر» محصول ۱۹۸۰ و «مرد بارانی» عرضه شده در سال ۱۹۸۸ هستند، برابری می کند.
پدر و پسری به شدت متفاوت
هارولد میه روویتز یک مجسمه ساز پیر با موهایی خاکستری و انبوهی از ریش سفید است و طوری به اطرافش نگاه می اندازد که انگار یک نابغه در این حرفه است و از اینکه سایرین او را به چنین صفتی نمی شناسند، عصبانی است و بر این اساس دائماً در حال شعار دادن و فخرفروشی است. حتی اگر بپذیریم که هارولد در حرفه اش یک نابغه است، قطعاً در عرصه زندگی و به عنوان یک پدر، نابغه و استثنایی و موفق نبوده است.
حوادث بعدی که نشان از همین مسئله دارد، عبارت اند از: دنی (آدام سندلر) که پسر ارشد هارولد است، روزی در معیت دختر بسیار هنر دوستش به نام ژان (گریس وان پاتن) به خانه هارولد می آیند. هدف دنی اعلام این خبر به هارولد است که دخترش در حال ورود به کالج «بارد» است و این همان مکانی است که هارولد پس از سالها تدریس در آن، اعلام انصراف داده و از کالج کنار کشیده و بازنشسته شده است. دنی نقطه مقابل هارولد است زیرا فقط در امر پدر بودن و انجام وظایف آن موفق بوده و در هیچ عرصه و حرفه دیگری کاری انجام نداده است.
دنی و همسرش حالا که ژان در صدد ترک خانه و تحصیل در کالج است، می خواهند طلاق بگیرند و دنی امید دارد هارولد بپذیرد که از این پس کنار او زندگی کند و در خانه پدری اش ساکن شود. در چنین جمع نامتجانسی دنی دائماً درباره ناکامی ها و کوتاهی های خود در زندگی اش صحبت می کند ولی هارولد همیشه می گوید که دچار مشکل عظیم قضاوت بد درباره خویش شده و کارشناسان هرگز قدر مجسمه های ساخته شده توسط وی را ندانسته اند، مسئله دوم وقتی عیان تر می شود که هارولد دست پسرش را می گیرد و وی را به محل برپایی نمایشگاهی از مجسمه های ساخت یک رقیب قدیمی اش (جاد هرش) می برد و تا جایی که می تواند، از سر حسادت به این حریف متلک می اندازد.
ورود یک پسر دیگر هارولد به ماجرا
اینجا سرزمین دلخواه نوا بامباخ است. آنجا که این سینماگر ۴۸ ساله متولد محله معمولاً اعیان نشین بروکلین در شهر نیویورک آمریکا می تواند مناسبات خانوادگی و مسائل و بحران های خود ساخته در آمریکای فعلی را با لحنی تمسخرآمیز به تصویر بکشد و از سقف آرزوهای به بار نشسته سخن گوید و مردمی را نشان بدهد که دائماً حرف می زنند اما چیز مهمی را نمی گویند. او به ماجرایی که برشمردیم، اکتفا نمی کند و برای پیچ زدن بیشتر اتفاقات، برادرخوانده دنی را هم که متیو (بن استیلر) نام دارد و از لس آنجلس به نیویورک سفر کرده، وارد ماجراها می کند.
او یک نابغه امور اقتصادی و سرمایه گذاری های کلان است اما هر چقدر هم که به موفقیت های اجتماعی رسیده، بر ناآرامی های روحی و روانی خود تفوق نیافته است.
هدف و وظیفه متیو و شریکش که در این سفر همراه اوست، کمک رسانی به هارولد در راه به فروش رساندن هر چه سریعتر خانه اش بدون تحمل ضرر و زیانی در این راه است ولی سایر اعضای خانواده به متیو به سبب مهارت حرفه ای و بیش از حد سودجویانه اش در امور اقتصادی شک دارند و می ترسند او از این طریق سود اضافه ای را برای خود بردارد و سهم آنان را کم کند.
همان سرنوشت
متیو سعی می کند کارهای لازم را برای پدرش به نحو احسن انجام بدهد و دلخوریهای گذشته را هم از ذهنش بزداید اما هارولد آرام نمی گیرد و هر بار او را بابت مسئله ای مورد غضب و انتقاد خود قرار می دهد تا اینکه این فراز و فرودهای روحی باعث ایجاد عارضه قلبی در هارولد می شود و او را در حالت اغماء در بیمارستانی در شهر نیویورک بستری می سازد. اینجا تقابل کاراکترهای دنی و متیو بیشتر می شود و هر کدام سعی می کنند بروز این عارضه سخت در پدرشان را به کاهلی ها و ظلم های دیگری ارتباط بدهند و در این میان خواهر آنان (الیزابت مارول) هم آتش بیار معرکه می شود.
تحت هر شرایطی نگاه نوا بامباخ به این مجموعه آدمها و کلکسیون اتفاقات و پرهیز او از سرراست و «یک داستانی کردن» متن قصه و تبدیل آن به قطعات مختلف داستانی و مجموعه ای از قصه ها، از ضربه زدنهای بیشتر فیلم به بینندگان جلوگیری می کند ولی هشدار می دهد که زندگی های روز در یک آمریکای فاقد ارزش ها و ایده آل های وزین و سنگین، به احتمال قوی به همان بن بست هایی ختم می شود که برای کاراکتر مجسمه ساز پیر فیلم جدید نووا بامباخ به وجود آمده است.
مشخصات فیلم
عنوان: «داستان های میه روویتز (جدید و منتخب)»
محصول: کمپانی نت فلیکس
تهیه کنندگان: اسکات رودین، لیلا یاکوب و الی پوش
سناریست و کارگردان: نووا بامباخ
مدیر فیلمبرداری: رابی رایان
تدوینگر: جنیفر لیم
موسیقی متن: رندی نیومن
طول مدت: ۱۱۰ دقیقه
بازیگران: داستین هافمن، آدام سندلر، بن استیلر، اما تامپسون، الیزابت مارول، گریس وان پاتن، کندیس برگن، آدام دوایور، جاد هرش، ربه کا میلر و متیو شی یر.
با دوستان به اشتراک گذارید
نشر با ذکر منبع بلامانع است