Google Sponsorship Advertise

خرید شارژ و بسته اینترنتی همراه اول، ایرانسل و رایتل

شارژ نیاز دارید؟ بسته اینترنتی لازم دارید؟ با شارژل همه چی تو سه سوت!

سهراب پورناظری: ما کار میراث فرهنگی را کردیم!


سهراب پورناظری آدم عجیبی است. برای رسیدن به آرمان هایش دست به هر کاری می زند. اجرای پروژه «سی» و پرداختن به شاهنامه فردوسی هم یکی از آرزوهایش بود که برای رسیدن به آن در کنار دوستانش یک سال زمان، انرژی و پول صرف کرد تا این شب ها مردم به تماشای کارشان بنشینند و با شاهکار فردوسی دمخور شوند.

منتشر شده در تاریخ 1396/06/22 - 2 ماه پیش
هفته نامه همشهری جوان: سهراب پورناظری آدم عجیبی است. برای رسیدن به آرمان هایش دست به هر کاری می زند. اجرای پروژه «سی» و پرداختن به شاهنامه فردوسی هم یکی از آرزوهایش بود که برای رسیدن به آن در کنار دوستانش یک سال زمان، انرژی و پول صرف کرد تا این شب ها مردم به تماشای کارشان بنشینند و با شاهکار فردوسی دمخور شوند.
سهراب پورناظری با این که این همه سال، با تلاشی پیگیر به جایگاه مطلوبی رسیده ولی همچنان مرام و مسلک مردم داری و خضوع و خشوعش را حفظ کرده و اهل ادا و اطوارهای هنری نیست. در یکی از شب های خنک تابستانی پیش از شروع اجرا با سهراب پورناظری، یکی از بانیان اصلی شکل گیری پروژه «سی» در مورد اهمیت شاهنامه و جزئیات راه اندازی یک اثر چند رسانه ای صحبت کردیم.
موضوع پرونده ما اهمیت و جایگاه شاهنامه است؛ این اثر با وجود اهمیت زیادی که دارد ولی چندان به آن پرداخته نمی شود. شاهنامه فردوسی برای تان چه اهمیتی داشت که تا این اندازه وقت و انرژی برای این کار صرف کردید؟
- شاهنامه از جمله آثاری است که تا کسی سراغش نرود و با آن آشنایی پیدا نکند، نمی تواند اهمیت آن را درک کند. من هم تا زمانی که به طور کامل روی آن وقت نگذاشته و آن را نخوانده بودم، میزان اهمیتش را درک نمی کردم. «شاهنامه» بدون شک شناسنامه ما ایرانی هاست و هر کسی آن را بخواند، متوجه این موضوع می شود. همیشه و همه جا حرف از تمدن و فرهنگ غنی ایرانی است اما زمانی که بخواهیم در مورد جزئیات فرهنگ غنی و این تاریخ چند هزار ساله توضیح بدهیم.
این شاهنامه است که به کمک ما می آید؛ این که روابط بین آدم ها در جنگ، دوستی، عشق و دیگر مسائل انسانی چگونه بوده است. اهمیت این اثر به اندازه ای است که می توان با جرأت گفت تا زمانی که مطالعه دقیقی روی آن صورت نگیرد، نمی توان درباره هویت این سرزمین و ملت چیزی دانست. به طور قطع شاعرانی چون حافظ، سعدی، مولوی و ... در ادبیات و فرهنگ ما بسیار مهم هستند ولی شاهنامه به خاطر دارا بودن فرم داستانی، دارای بعد هویتی است که متاسفانه بنا به هر دلیلی مورد غفلت واقع شده است.
شما از کودکی با شعر دمخور بودید و همیشه سراغ حافظ و سعدی و مولوی و ... می رفتید. قرابت تان با شاهنامه چطور شکل گرفت؟
- برای یک آهنگساز، شعر شاهنامه شعر ایده آلی نیست و بستر لازم برای آهنگسازی را ندارد ولی من همیشه دغدغه شناخت بیشتر از این اثر را داشتم تا سرانجام دوره ای با آقای «امیرحسین ماحوری» که درماتور پروژه هم هستند، شروع به شاهنامه خوانی کردم و به این فکر افتادم که اگر قرار است برای بازسازی هویت ایرانی فعالیتی انجام شود، این بستر لازم است. ایده را با «همایون» عزیز در میان گذاشتم و ایشان مثل همیشه که به من لطف دارند، اعتماد کردند و همراه پروژه شدند و همین همراهی برای پروژه اتفاق بزرگی بود.
یک سال برای تحقیق و شناخت جانمایه شاهنامه زمان گذاشتیم. بعد از آن فکر کردیم که چطور می توان این پروژه را روی صحنه برد و ماه ها طی شد تا به یک فرم مشخص رسیدیم، چون اگر بخواهیم خود شاهنامه را به موسیقی تبدیل کنیم، هیچ وقت، نتیجه ای را که الان داریم می بینیم، از آن نمی گیریم. شاهنامه یک روایت داستانی است و بیشتر برای کارهای نمایشی و نقالی مناسب است و بستر لازم برای آهنگسازی را ندارد.
از همان ابتدا قرار بود فرم اجرایی داشته باشید یا آقای نعمت الله این پیشنهاد را داد؟
- من به این فکر می کردم که یک روایت داشته باشیم و آقای نعمت الله گفتند این روایت را اجرایی کنیم. ابتدا به سینما فکر می کردیم اما در نهایت به این فرم رسیدیم.
این کار پروژه سنگین و تجربه نشده ای بود و برای سهراب پورناظری و همایون شجریان ریسک بزرگی محسوب می شد که همه وقت و انرژی خود را روی آن متمرکز کنند، نگران این نبودید که کار خوب پیش نرود؟
- سیر کاری ما همیشه همین بوده است؛ یعنی در هر بستری که قدم گذاشته ایم، این گونه بوده که اگر کار آن طور که نمی خواستیم، پیش نمی رفت، اتفاق بدی می افتاد اما جذابیت ماجرا پا گذاشتن به همین ناشناخته ها و فضاهای تجربه نشده بوده و هست.
چقدر به ایده آل تان نزدیک شدید؟
- من بین 70 تا 80 درصد در این مرحله از کار راضی ام.
استقبال عجیبی از هم کار شده پیش بینی چنین استقبالی را می کردید؟
- برنامه من همین بود ولی این که این اتفاق بیفتد یا خیر برایم مجهول بود اما کلیت پروژه بر همین اساس برنامه ریزی شده بود.
چرا با وجود تنوع داستانی در شاهنامه سراغ داستان زال و رودابه رفتید؟
- به دلیل این که باید سراغ بخش هایی می رفتیم که نویسنده بستر مناسب را در آن پیدا کند. ماندگارترین عشق شاهنامه هم عشق بین زال و رودابه است. خانم ثمینی هم کلا عاشقانه نویس هستند و دوست داشتند در این بستر بنویسند و این موضوع انتخاب ایشان بود که در نهایت داستان رستم و سهراب را هم به آن اضافه کردند.
در نشست خبری نوید داده بودید که افرادی که دور از استیج هستند بهتر می توانند با کار ارتباط برقرار کنند اما عملا جایگاه های میانی هم خیلی از استیج دور هستند و تماشای بازی بازیگران سخت شده است.
- کلیت قضیه این گونه است که شما در این گونه شرایط، هر قدر عقب تر نشسته باشید تصویر جذاب تر و با کیفیت تری از استیج مشاهده می کنید و هر قدر که نزدیک تر می شوید از این کیفیت کاسته می شود. چنین اجراهایی در سراسر دنیا رواج دارد ولی متاسفانه ما چندان به این روش عادت نداریم. بسیاری از خواننده های جهانی مثل «سلین دیون» کنسرت های خود را در استادیوم برگزار می کنند که فاصله زیادی بین خواننده و تماشاچی ها وجود دارد. اگر قرار بود این پروژه در تالار وحدت اجرا شود، با این حجم از جمعیت، می بایست یک سال این کار روی صحنه می رفت!
سازی که روی صحنه می زنید، حیرت انگیز است و حتی مخاطب گاهی حس می کند این صدا زنده نیست و نمی شود با این قدرت روی صحنه کار کرد. با توجه به سرد بودن هوا نگران ایراد پیدا کردن ساز و ... نبودید؟
- نه، دست هایم گاهی از شدت سرما بی حس و سرد می شوند اما برای ساز مشکلی پیش نمی آید.
این موضوع واقعیت دارد که از خردسالی تنبور می زدید؟
- بله، کار خیلی سختی نیست. مثل بچه ای که از خردسالی در منزل انگلیسی صحبت می کند.
بچه در این سن تازه راه رفتن را یاد می گیرد.
- بله ولی برای من کار خیلی عجیبی نیست. در تصویر هایی که از کودکی خودم دارم مشغول ساز زدنم و متاسفانه فیلمی از آن دوران وجود ندارد که حداقل برای خودم خاطره ای باشد. پدرم زندگی ما را طوری طراحی کرد که با ساز بزرگ شدیم. از این جهت خیلی عجیب هم نیست؛ مثل شکارچی ای که تیر و کمانش را از بچگی به دست می گیرد و شکار را شروع می کند.
ولی مسیری که انتخاب کردید با مسیر افرادی که در این دست خانواده ها رشد کرده اند، متفاوت است. خلاقیت ها و تفاوت هایی که در آثار خودتان به کار می برید از فضای مرسوم موسیقی ایرانی کمی دور شده. خانواده و دیگران با این روند کاری مشکلی نداشتند؟
- به نظرم طی کردن این مسیر، اقتضای زمانه است. در همان متنی که در صفحه خودم و در شروع این کار منتشر کردم اشاره کردم که ما مجبور به انتخاب این مسیر بودیم. انتخاب دیگری نداشتیم وگرنه انتخاب های دیگر می توانستند راحت تر و دم دستی تر باشند.
یعنی از این مسیر راضی نیستید؟
- راضی ام، چرا نباید راضی باشم؟ ولی هنر زمانی برای من مفهوم دارد که در جامعه حضور داشته باشد. روی مردم تاثیر بگذارد و مردم را با فرهنگی که همه سرباز آن هستیم آشنا کند وگرنه برای شخص من تولید یک امر صرفا با ابعاد هنری و بدون تاثیر مفهومی روی مردم و بدون ارتباط برقرار کردن با مردم، جذابیتی ندارد.
تلفیق را بهترین روش برای ارتباط با مخاطب می دانید؟
- در صورت نیاز، تلفیق می تواند بهترین روش باشد و بالعکس. گاهی هم نیاز به تلفیق نیست. زیاد در کارها و برنامه هایم باید ندارم. زیبایی هر اثر برای من مهم ترین بُعد و لازمه تولید آن است. زیبایی گاهی در تلفیق است و گاهی در یک اثر مستقل.
کمی راجع به شکل گیری آهنگ ها صحبت کنیم؛ این که مثلا آهنگ هایی همچون رگ خواب چگونه شکل می گیرد؟
- موزیک فیلم ها ماجرای متفاوتی دارد. قطعات فیلم معمولا بر اساس فیلمنامه و سکانس های خاصی از فیلم شکل می گیرند اما چندان به آهنگسازی کار فکر نمی کنم، چون من معمولا با شعر زندگی می کنم و خیلی وقت ها شعری را در ذهن دارم و دارم تا این که در یک لحظه اتفاقی در من شکل می گیرد. در آن لحظه ممکن است در خلوت خودم باشم یا حتی سر کلاس، موقع ورزش و هر جای دیگری. اصلا مشخص نمی کند و از قبل پیش بینی شده نیست.
یعنی ناخودآگاه ساز دست می گیرید و شروع به نواختن می کنید؟
- نه، ساز هم دست نمی گیرم. ابتدا ملودی اثر به ذهنم می آید و آن را ضبط می کنم. بعد نت ها یکی یکی می آیند و در نهایت اثر شکل می گیرد. مثل یک احساس می ماند. شما برای گریه و خنده دکمه ای نمی زنید و ناخودآگاه خودش می آید. آثاری که این گونه شکل می گیرند، همان آثاری هستند که ماندگار می شوند و ارزش هنری دارند.
تعدادی از قطعات این کار از قبل ساخته شده و تعدادی هم جدید هستند. دسته بندی و انتخاب قطعات چگونه انجام شده است؟
- به این کار باید مثل موسیقی فیلم نگاه کرد. هر موسیقی که به صحنه مربوط بوده و قابلیت لازم را داشته استفاده شده است؛ یعنی این گونه نبوده که بگوییم چون موضوع شاهنامه است، همه قطعات باید مربوط به شاهنامه باشند، داستان نمایش از شاهنامه اقتباس شده و ما برای این نمایش، موسیقی ساخته و انتخاب کرده ایم.
لزومی برای استفاده از قطعه ای مثل «آهای خبردار» که جزء قطعات هیت آلبوم رگ خواب است، در این نمایش بود؟ به نظر می آمد می شد این قطعه را حذف کرد و به نمایش لطمه ای وارد نمی شد. استفاده از این قطعات برای آشنایی و همذات پنداری مخاطب بود؟
- هدف من ارتباط برقرار کردن مخاطب با جانمایه کار بود و برای این هدف از هر ابزاری که لازم بود استفاده کردم. شاید برای شخص من این کلاژ مناسب نباشد اما من مجموعه را در نظر می گیرم. این که چطور مجموعه به موفقیت می رسد.
هزینه های زیادی هم برای این پروژه صرف شده است. می توانی بگویی برای این کار حدودا چقدر هزینه شده است؟
- به طور دقیق مبلغ هزینه ها محاسبه نشده ولی می توان گفت حدود 6 تا 7 میلیارد تومان هزینه صرف پروژه شده است که بخش های کوچکی از آن را اسپانسر تقبل کرده است.
کارهایی مثل ویدئومپینگ را ما در ایران کمتر داشته ایم. با توجه به درگیری سال گذشته گروه، مباحث اجرایی این پروژه ها چگونه به کار اضافه شد؟
- ایده تهمورس جان این بود که به جای سینما از مپینگ استفاده کنیم اما به این شکل که ما همزمان نور پشت صحنه و مپینگ را با هم داشته باشیم. کار سختی بود. در نهایت برنامه ریزی های زیادی انجام شد که در عین حال که نوازنده و موزیسین ها روی صحنه هستند، بشود از پس زمینه هم استفاده کرد.
چنین کاری در دنیا رایج است؟
- مپینگ معمولی رایج است اما نه به این شکل که در داخل اجرا باشد.
امیر جدیدی برای بازی در نقش زال معرفی شده بود، چرا بازیگر این نقش تغییر کرد؟
- امیر متاسفانه درگیر تولید یک فیلم دیگر بود و نشد که به ما اضافه شود. امیر دوست خوب ماست و همیشه در کنار ما بوده و هست.
پروژه آن قدر جذاب هست که بهرام رادان را هم برای اولین بار به صحنه کشاندید. هدایت چنین تیمی که افراد سرشناسی در آن فعالیت می کنند، کار سختی است. گویا برخی از درگیری های شما مربوط به این موضوع بوده است.
- نه. اتفاقا خیلی تیم خوب و همراهی داریم. درگیری های ما مربوط به مسائل حاشیه ای همچون ترافیک، مجوز، مکان اجرا و فراهم کردن تکنولوژی و ... بود. اصل کار خیلی خوب پیش رفت و مشکلی در این زمینه نداشتیم.
قرار است که پروژه هایی از این دست در شهرهای دیگر کشور هم اجرا شود؟
- الان نمی توانم تضمینی در این مورد بدهم ولی تلاش خود را می کنیم که برای شهرستان ها هم کار را اجرا کنیم.
مثلا در تخت جمشید...
- آرزوی من این است که پروژه را در تخت جمشید اجرا کنیم.
کار تا کی ادامه دارد؟
- احتمالا تا اواخر شهریور.
با توجه به هزینه های انجام شده و تکنولوژی فراهم شده، قرار نیست پروژه هایی شبیه به «سی» در این مکان اجرا شوند؟
- ما هزینه زیادی صرف ساخت جایگاه تماشاچیان کردیم و هدف فقط راحتی مردم بوده است و اگر نقصی بوده از همین جا از آنها عذرخواهی می کنم.
جالب است که کار در چنین محوطه ای اجرا شده است. معمولا این گونه مسائل را سخت قبول می کنند.
- این کار میراث فرهنگی و دولت است که زحمت آن را ما کشیدیم. این که برای آدم هایی که توانایی مرتبط کردن هنر با این مکان ها را دارند، چنین شرایطی را فراهم کنند، نه این که سخت ترین بخش پروژه بر عهده خودمان باشد.
امکانش نیست که این استیج ثابت بماند تا پروژه هایی شبیه به «سی» در آن اجرا شود؟
- اگر بخواهند می توانند این کار را بکنند.
حاشیه هایی از زندگی شخصی و هنری سهراب پورناظری
حافظ همبازی ام بود
در بخش هایی از مصاحبه نقبی زدیم به زندگی شخصی و سوال هایی را خارج از محدوده پروژه «سی» مطرح کردیم.
چرا سهراب پورناظری در حوزه کاری به خانواده شجریان نزدیک تر است تا خانواده ناظری؟
- من که شخصا خیلی به استاد ناظری ارادت دارم و با پسر ایشان هم که دوست و همبازی بوده ام ولی خب شکل کار، شکل دیگری است. ما خیلی برای این مسائل تلاش نمی کنیم و معمولا چنین مسائلی خودش پیش می آید. اگر فاصله ای در این مسیر پیش آمده عمدی نبوده است.
یعنی تفکر موسیقایی متفاوتی دارید؟
- خیلی مواقع به لحاظ جانمایه تفاوت چندانی نداریم و اتفاقا خیلی هم نزدیک هستیم.
ناظری ها هم همزمان با شما پروژه «آواز پارسی» را در رابطه با شاهنامه کار می کنند.
- برای من هم خیلی جالب بود و واقعا خوشحال شدم از این که دوتا گروه مطرح در کشور مشغول فعالیت روی شاهنامه هستند.
معمولا آهنگسازها همیشه زیر سایه خواننده ها مانده اند و همیشه دغدغه مالی و آوازه شهرت را داشته اند. شما هم از همان ابتدا سراغ خواننده های بزرگ نرفتید و این مسیر را کم کم طی کردید. این میل به دیده شدن بود یا هدف شما ایجاد طرحی نو در این زمینه بود؟
- حقیقت امر این است که چندان در این زمینه برنامه ریزی نکردم و با طبیعت خودم پیش رفتم. طبیعت من هم این است که در کارهایم می بینید. میل به دیده شدن در همه آدم ها وجود دارد و من هم به اندازه خودم درگیر این مورد بوده ام ولی هیچ وقت پروژه ای را صرفا به خاطر دیده شدن کار نکرده ام. مخصوصا هر چه بزرگ تر شده ام، این موضوع خیلی کمرنگ شده است. به طور مثال برای پروژه «سی» به هیچ چیزی مثل پول و شهرت و ... فکر نکردم و انگار فقط نذری کرده بودم که قصد ادای آن را داشتم. حالا مسائلی که گفتم خدا را شکر همیشه همراهش بوده است. برنامه ریزی برای این کار نکردم.
آدم آرمانگرایی هستید، همه این سختی ها را هم برای رسیدن به همین آرمان ها قبول کرده اید؟
- بله، دنبال عشق و علاقه ام بوده ام.
زیاد خیال پردازی و رویاپردازی می کنید. می توانید در مورد پروژه بعدی که در ذهن دارید صحبت کنید؟
- دوست دارم این پروژه تبدیل به یک سریال یا فیلم سینمایی شود و مردم به جای حریم سلطان داستان های شاهنامه را از تلویزیون ببینند.
اهل تفریح هم هستید؟ کلا اوقات فراغت تان را چه کار می کنید؟
- حقیقتش اوقات فراغتی ندارم. خیلی دوست دارم سفر بروم و فوتبال بازی کنم.
پس چندان اهل فیلم و سریال نیستید؟
- نه متاسفانه. وقت نمی کنم. تعریف سریال ها را زیاد می شنوم و دوست دارم یک دوره ای بنشینم و سریال ها را تماشا کنم.
مهدی پاکدل گفته بود که سریال «بازی تاج و تخت» را از شاهنامه اقتباس کرده اند.
- بله، من هم شنیده ام. فضای خیلی نزدیکی دارد و این که می شود الگوهای خیلی خوبی را از شاهنامه گرفت.
سهراب پورناظری از اهمیت موسیقی فیلم و اختلاف نظرش با صدا و سیما می گوید
در خطریم
در یکی دیگر از بخش های گفتگو به ترکیب خوب سهراب پورناظری و همایون شجریان برای ساخت موسیقی فیلم پرداختیم. بعد هم از گلایه های سهراب در مورد نگاه تلویزیون به موسیقی و هنر گفتیم.
یک دوره طولانی است که ارتباط خوبی بین اهالی موسیقی و سینما شکل نمی گیرد. شاید فیلم های علی حاتمی جزء آخرین ها بودند. اول این که چطور می شود این دو قشر به هم نزدیک شوند و این موضوع در رابطه با تیم شما و حمید نعمت الله چگونه شکل گرفت؟
- ما با آقای نعمت الله رابطه صمیمی و دوستانه ای داریم و از نظر ما سینمای ایشان به لحاظ نگاه و تکنیک در سطح بالایی قرار دارد و شخص ایشان دارای هنر و استعداد ویژه ای هستند. من افتخار دوستی صمیمی با ایشان را دارم و خدا را شکر که کارهایی که با ایشان انجام دادیم، مورد پسند قرار گرفته است.
قبلا گفته بودید موسیقی هم مثل گریم بخشی از فیلم است، اما گاهی پیش آمده که موسیقی شما پا را فراتر از فیلم گذاشته است.
- در صورت نیاز ممکن است این اتفاق بیفتد. گاهی پیش می آید که پتانسیل این موضوع وجود دارد و جرأت و جسارت کارگردان این شرایط را فراهم می کند که موسیقی نگاهی فراتر از فیلم داشته باشد.
یعنی موافق این هستید که موسیقی به عنوان یک اثر مستقل از فیلم مطرح شود؟
- موسیقی باید جزیی از فیلم و داستان باشد ولی گاهی بستری مثل آنچه برای قطعه «آهای خبردار» به وجود آمد، فراهم می شود که خب چرا نباید از این شرایط استفاده کرد؟
چرا باید آلبوم موسیقی «رگ خواب» قبل از اکران فیلم منتشر شود؟
- به دلیل این بود که موسیقی فیلم لو رفت و به خاطر مسائل تجاری مجبور شدیم آلبوم را زودتر منتشر کنیم.
با این که شخصیت آرام و مثبتی دارید، گاهی تشرهای تند و تیزی هم می زنید؛ مثلا در جشنواره فجر و ماجراهایی که با تلویزیون داشتید.
- در هر موقعیتی به اقتضای موقعیت واکنش نشان می دهم. نمی توانم نسبت به اتفاقاتی که در اطرافم در حال رخ دادن است، بی تفاوت باشم. وقتی که در صحنه یا قاب خاصی قرار می گیرم که می بایست حرفی زده شود که بقیه از آن عبور می کنند، عمل مقتضی را انجام می دهم و حرفم را می زنم. در موسیقی هم سعی من همیشه بر این بوده است که این صحبت ها را نه از روی خشم که از روی احساس نیاز و احساس خطری که وجود دارد، بکنم.
با دوستان به اشتراک گذارید
نشر با ذکر منبع بلامانع است