Google Sponsorship Advertise

خرید شارژ و بسته اینترنتی همراه اول، ایرانسل و رایتل

شارژ نیاز دارید؟ بسته اینترنتی لازم دارید؟ با شارژل همه چی تو سه سوت!

بازیگرانی که از بازی در این فیلم ها متنفر بودند


برخی بازیگران مجبور می شوند نقش هایی را بازی کنند که اصلاً دوست ندارند. این موضوع می تواند دلایل متفاوتی داشته باشد.

منتشر شده در تاریخ 1396/06/20 - 13 روز پیش
برترین ها - ترجمه از حسین علی پناهی: بازیگران در نقاط مشخصی از حرفه ی خود دیگر نیاز به تست دادن برای نقش هایی که قرار است بازی کنند ندارند. به عبارت دیگر زمانی که دیگر به اندازه ی کافی خوب باشند استودیوها نقش هایی را به آن ها ارائه می دهند و این بازیگران نیز می توانند نقش هایشان را آن طور که دوست دارند انتخاب نمایند. البته بعضی اوقات نیز تصویر این موضوع رخ می دهد و برخی بازیگران مجبور می شوند نقش هایی را بازی کنند که اصلاً دوست ندارند. این موضوع می تواند دلایل متفاوتی داشته باشد و در ادامه ی این موضوع قصد داریم شما را با تعدادی از این بازیگران که علی رغم میلشان به بازی در یک نقش تن دادند آشنا کنیم.
1-جنیفر گارنر - الکترا
بعد از موفقیت فیلم «بی باک» (Daredevil) در سال 2003، تقریبا تمام افراد حاضر در این پروژه در مورد ساخت اسپین آف فیلم که مشخصاً مربوط به شخصیت الکترا در این فیلم باشد هیجان زده بودند. مارک استیون جانسون، نویسنده و کارگردان فیلم « بی باک» نیز گفته بود که کوین اسمیت را برای نوشتن فیلمنامه ی این اسپین آف به کمک خود خواهد آورد. جنیفر گارنر نیز که خود یکی از طرفداران کمیک های اورجینال فرانک میلر بود در یکی از مصاحبه های خود گفت که به نظر می رسید داستان فیلم طوری نوشته شود که وی برای سال های متمادی نقش الکترا را در آن بازی کند.
اما متاسفانه بعضی اوقات حتی بهترین نقشه ها نیز منحرف می شوند و فیلم «الکترا» (Elektra) در سال 2005 نتوانست انتظارات را برآورده کند. جانسون جایگاه خود را به عنوان کارگردان و نویسنده فیلم از دست داد و به شدت در باکس آفیس شکست خورد. علاوه بر این، منتقدان و تماشاگران روی خوش به آن نشان نداده و جنیفر گارنر نیز در صحبت با نامزد سابقش، مایکل وارتان گفت که این فیلم وحشتناک بوده است. وارتان در مصاحبه ای با یو اس ویکلی گفته بود:" او این کار را به خاطر بی باک کرده بود. این موضوع در قراردادش آمده بود".
2- مایک مایرز - گربه ای در کلاه
به دنبال اولین فیلم «آستین پاورز» (Austin Powers، کمپانی یونیورسال برای بازی در فیلمی کمدی که قرار بود بر اساس شخصیت «دیتر» در برنامه ی «برنامه زنده شنبه شب» (Saturday Night Live) ساخته شود با می یرز قرارداد بست. اما او به خاطر مشکلاتی که مربوط به سناریو بود، سناریویی که به ادعای می یرز خود او نوشته بود. این مشکلات باعث دعاوی قانونی و شکایت های متعددی بین استودیو یونیورسال و این بازیگر شد.
در نهایت هر دو طرف به توافق رسیدند و بر اساس آن می یرز باید در اقتباسی بازی زنده از رمان دکتر زئوس با نام «گربه ای در کلاه» (The Cat in the Hat) بازی می کرد. حتی پس از توافق نیز می یرز سعی نکرد نقش خود در این فیلم را به خوبی بازی کند و همبازی او ایمی هیل گفت که وی در سراسر مراحل تولید فیلم با بی میلی بازی کرده است. نتیجه ی فیلم ان چنان غیرمنتظره بود که بیروه ی دکتر زنوس، آودری گیزل، در سال 2004 گفت که دیگر به هالیوود اجازه نخواهد داد اقتباس اکشن زنده دیگری از یکی از آثار همسرش داشته باشد.
3- چنینگ تیتوم - جی آی جو
چنینگ تیتوم که با فیلم های «مجیک مایک» (Magic Mike) و «خیابان جامپ شماره 21» (21 Jump Street) به شهرت رسید که فیلم های نسبتا موفقی بودند اما وی از بازی در یکی از فیلم های معروفش به نام «جی آی جو: ظهور کبرا» (G. I. Joe: The Rise of Cobra) متنفر بود. تیتوم در مصاحبه ای با هاوارد استرن مدعی شد که او برای بازی در این فیلم مجبور شده است و برای برآورده کردن بندهای قراردادی که با کمپانی پارامونت پیکچرز داشته تن به بازی در این فیلم داده است.
او همچنین گفته که علی رغم این که از بزرگ شدن داستان کارتون خوشحال بود اما به دلیل شدیداً معمولی بودن فیلمنامه برای بازی در نقش جو زیاد مطمئن نبود. بعد از این همه بحث و جدل در نهایت فیلم اصلاً آن چیزی که انتظار می رفت نشد و بازی تیتوم در این فیلم نیز یکی از بدترین بازی های او بود. با این وجود خود تیتوم گفته است که برای بازی در این فیلم وی شدیداً احساس «خوش شانسی و خوشبختی» کرده است.
4- تمامی بازیگران - فیلم43
فیلم موسوم به «فیلم 43» (Movie 43) علیرغم حضور سوپراستارهای سینمای هالیوود یک فاجعه به شمار می آید. در این فیلم بازیگرانی مانند هیو جکمن، کیت وینسلت، اما استون، ریچارد گیر، هالی بری، جرارد باتلر و نائومی واتس بازی می کردند و جای تعچب دارد که سازندگان فیلم چگونه توانسته بودند این همه بازیگر سرشناس را یکجا برای بازی در این فیلم فاجعه راضی کنند و البته مشخص شده که این مسئله به نحوی یک فاجعه بوده است. چارلز وسلر، تهیه کننده فیلم به نحوی موفق شده بود موافقت هیو جکمن و کیت وینسلت را جلب کرده و صحنه های مربوط به آنان را در سال 2009 فیلم برداری کند.
در ادامه جورج کلونی پیشنهاد بازی در این فیلم کمدی مسخره را نپذیرفت اما وسلر همچنان صبر کرد تا به نحوی فیلم را تکمیل کند و سال ها صبر کرد تا ریچارد گیر فرصت بازی چند روزه ای را پیدا کند. از آن جایی که این فیلم قسمت هایی مجزا و کوتاه بود و قرار بود کمدی جالبی از کار در بیاید، هیچ کدام از بازیگران فیلم در واقع هیچ چیزی در مورد آن چه که در بخش های دیگر فیلم می گذرد و بازیگران آن نمی دانستند و وقتی که حقیقت روشن شد همه شوکه شدند و از پذیرفتن مسئولیت فیلم سرباز زدند. لیو شرایبر، یکی از بازیگران فیلم در این باره گفته است:"ما این کار را کردیم و سپس یک سال گذشت و ناگهان خبر آمد که فیلم در حال منتشر شدن است. می دانید، انسان بعضی وقت ها از این کارها می کند. و ما دیدیم که این فیلم یک اشتباه احمقانه بود".
5- ادوارد نورتون - کسب و کار ایتالیایی
ادوارد نورتون بعد از نقش آفرینی بی نقص خود در فیلم «ترس کهن» (Primal Fear) در سال 1996 قراردادی را با کمپانی فیلمسازی پارامونت پیکچرز امضا کرد که بر اساس آن باید سه فیلم دیگر برای این کمپانی بازی می کرد. اما موفقیت فیلم «ترس کهن» و نامزدی او برای جایزه اسکار انتخاب های بسیاری را به او داده و باعث شد که برخی از مفاد قرارداد را نادیده بگیرد. در نهایت کمپانی پارامونت وارد عمل شد و در سال 1999 برای بازی در فیلم «باشگاه مشت زنی» (Fight Club) با او قرارداد جدیدی را امضا کرد که بر اساس آن نورتون می بایست پس از پایان فیلم «باشگاه مشت زنی» یک فیلم دیگر برای این کمپانی بازی می کرد.
در سال 2002، کمپانی پارامونت هنوز منتظر موافقت نورتون برای بازی در یکی از فیلم های این کمپانی بود اگر چه بعدها گفت که قبلاً به وی قول داده شده بود که هرگز علی رغم میل اش به بازی در یک فیلم مجبور نخواهد شد. کمپانی پارامونت که از صبر برای رضایت دادن نورتون خسته شده بود پیشنهاد بازی در فیلم «کسب و کار ایتالیایی» (The Italian Job) را به وی داد و پس از این که نورتون اعلام کرد در این فیلم بازی نخواهد کرد، مسئولین کمپانی پارامونت طی نامه ای به او اعلام کردند که چاره ای جز حضور در این فیلم نخواهد داشت. بدین ترتیب طرفین همدیگر را به شکایت حقوقی تهدید کرده و حتی وکیل گرفتند اما در نهایت ادوارد نورتون به بازی در فیلم تن داد و البته فیلم موفقی نیز از کار درآمد.
6- ناتالی پورتمن - ثور: دنیای تاریک
ناتالی پورتمن وقتی که پذیرفت نقش جین فوستر را در فیلم «ثور» (Thor) بازی کند باعث شد که بازیگران سرشناسی دیگری نیز به این فیلم بپیوندند و وقتی که پای دنباله های بعدی فیلم به میان آمد مجبور شد کمی از استانداردهای کاری خود در هالیوود را نادیده بگیرد تا استودیو مارول بداند که وی چه حسی نسبت به این استودیو و نحوه ی کار آن دارد. بر اساس گزارش ها وی که برای بازی در فیلم «ثور: دنیای تاریک» (Thor: The Dark World) بی میل به نظر می رسید، اما پس از این که قرار شد پتی جنکینز فیلم را کارگردانی کند وی نیز رضایت داد که در فیلم بازی کند.
پورتمن از این که جنکینز برای کارگردانی فیلم انتخاب شده خوشحال بود و خود برای حضور او در فیلم لابی گری کرده بود اما خوشحالی او دوام چندانی نداشت زیرا به زودی مشکلات و درگیری هایی بین جنکینز و کمپانی مارول رخ داد که در نهایت به کناره گیری جنکینز از پروژه منجر شد اما پورتمن بر اساس قراردادی که بسته بود چاره ای جز حضور در فیلم نداشت. اگر چه وی هیچ گاه در رسانه ها چیزی در مورد اجبار خود برای بازی در فیلم نگفت اما مشخص بود که وی از بازی در این فیلم خوشحال نیست و بعدها که مشخص شد وی در قسمت سوم مجموعه فیلم های «ثور» این مجموعه حضور نخواهد داشت در مصاحبه با روزنامه ی وال استریت ژورنال چنین گفت:" تا جایی که من می دانم، کار من با آن ها تمام شده است، نمی دانم شاید روزی برای بازی در فیلم انتقام جویان 7 یا هر چیز دیگری با من تماس بگیرند، اما نمی دانم. تا جایی که من خبر دارم، کار من با این پروژه تمام شده است".
7- بیل موری - گارفیلد: فیلم
قصه این که چطور بیل موری، کمدین شهیر صداپیشگی یک گربه ی دوستدار پیتزا در یک فیلم انیمیشن/ اکشن زنده را به عهده گرفته است خود به داستان یک کمدی شبیه است. ظاهراً او دوست داشته که در یک فیلم کارتونی نقش داشته باشد و وقتی که سناریویی برای او فرستاده می شود که نویسنده ی آن ظاهراً یکی از برادران کوئن بوده فقط چند صفحه ی ابتدایی را نگاه کرده و بلافاصله قرارداد را امضا می کند. به گفته خود بیل مورَی، تا شروع فیلم برداری او نمی دانست که نویسنده ی سناریو آن، جوئل کوئنی که نویسندگی فیلم های بزرگی مانند «لبوفسکی بزرگ» (The Big Lebowski) و «هیچ کشوری برای پیرمردها نیست» (No Country for Old Men) را بر عهده داشت نیست.
بعداً مشخص می شود که این جوئل کوئن ربطی به برادران معروف کوئن ندارد و فیلمنامه ی فیلم هایی مانند «Monster Mash: The Movie» و «Cheaper By The Dozen» را نوشته است. در آن زمان که وی با واقعیت ماجرا مواجه شد دیگر برای کنار کشیدن از پروژه بسیار دیر شده بود و به گفته ی خود بیل موری وی هفته ها را در اتاق دوبله گذراند و بیهوده تلاش کرد که انیمیشن «گارفیلد» (Garfield) و دنباله ی آن «داستان دو بچه گربه» (A Tale of Two Kitties) را نجات دهد.
8- امیلی بلانت - سفرهای گالیور
امیلی بلانت وقتی که در فیلم «شیطان پرادا می پوشد» (The Devil Wears Prada) به شهرت رسید و طبیعتاً استودیوهای فیلم سازی متعددی می خواستند که از او در پروژه های بزرگ خود استفاده کنند از جمله کمپانی مارول که بلانت را برای بازی در نقش بیوه ی سیاه در فیلم «مرد آهنی 2» (Iron Man 2) در نظر داشت. با این وجود کمپانی فاکس که فیلم «شیطان پرادا می پوشد» دوست داشت که بلانت در بازسازی فیلم «سفرهای گالیور» (Gulliver's Travels) بازی کند.
از خوش شانسی کمپانی فاکس و البته از بدشانسی بلانت، در قرارداد وی برای بازی در فیلم «شیظان پرادا می پوشد» بندی وجود داشت که او را مجاب می کرد در یکی دیگر از فیلم های کمپانی فاکس حضور داشته باشد و آن ها نیز ترجیح دادند که این فیلم «سفرهای گالیور» باشد که بعدها به عنوان فیلمی ضعیف و شکست خورده در گیشه به شدت مورد انتقاد قرار گرفت. البته در ادامه بلانت توانست اعتبار خود را با بازی در فیلم های موفق و خوبی بدست آورده و حتی افزایش دهد.
9- شیا لباف - تبدیل شوندگان: انتقام شکست خوردگان
از سال های دهه ی 30 و 40 به بعد قراردادهای بازی در چند فیلم دنباله دار در دنیای هالیوود به یک رویه ی معمول تبدیل شد و امروزه نیز چنین روش های بستن قرارداد با بازیگران دیده می شود، هر چند بازیگران این روزها نسبت به این موضوع حساسیت و دانش بهتر و بیشتری دارند. در یکی از موردهای اخیر، شیا لباف برای بازی در سه فیلم از مجموعه فیلم های «تبدیل شوندگان» قرارداد امضا کرده بود. بعد از فیلم دوم این مجموعه به نام «تبدیل شوندگان: انتقام شکست خوردگان» (Transformers: Revenge of the Fallen) شیا لباف به وضوح از تنفر خود از این مجموعه فیلم سخن گفت.
او با گفتن این جمله که «ما از چیزی که انجام می دادیم لذت نمی بردیم» و سخن گفتن در مورد مایکل بی، کارگردان مشهور، نارضایتی خود از حضور در این فیلم ها را عنوان نمود. وی می گوید:" بدل کاری های دیوانه وار متعدد زیادی وجود داشت. اما دیگر قلبی در کار نبود. ما گم شده بودیم. مایک بسیار زیاده روی کرد. در ادامه تنها تعدادی ربات بودند که با همدیگر می جنگیدند". علی رغم انتقادات شدید منتقدان تمامی فیلم های «تبدیل شوندگان» در گیشه فروش های خوبی داشتند به ویژه در سطح بین المللی. البته در نهایت شیا لباف توانست پس از حضور در فیلم سوم این مجموعه با عنوان «نیمه تاریک ماه» (Dark of the Moon) توانست از این بازی های اجباری رها شود اما همچنان ساخت این فیلم ها را عبث و بی ارزش می داند.
10- کیانو ریوز - بیننده
حضور کیانو ریوز در فیلم «بیننده» (The Watcher) به ما ثابت می کند که همه ی دوستان ما در قلب هایشان آرزوهای خوبی برای ما ندارند. در این مورد بحث ما جو کاربانیک است که بسیاری از تورهای گروه موسیقی داگستار که ریوز در آن حضور داشت را فیلم برداری کرده بود و در نهایت کارگردانی فیلم «بیننده» را بر عهده داشت. کمی بعد از موفقیت فیلم «ماتریکس»، کاربانیک به نحوی شیادانه توانست رضایت کیانور ریوز را برای بازی در فیلمی با داستان مربوط به یک قاتل سریالی جلب کند.
در واقع وی امضای ریوز را جعل کرده بود و ریوز نیز به جای این که وارد یک پروسه ی قضایی طولانی و پر هزینه شود و از آن جایی که هیچ مدرکی نداشت که ثابت کند کاربانیک امضای او را جعل کرده است پذیرفت که در این فیلم ایفای نقش نماید. وقتی که فیلم اکران شد، ریوز هیچ کاری برای بهبود فروش فیلم انجام نداد و تنها یک سال از صحبت کردن در مورد نحوه ی مشارکت خود در فیلم خودداری نمود. وقتی که قرارداد وی به پایان رسید دیگر ریوز دلیلی برای پنهانکاری نداشت و گفت که از همان ابتدا فیلم نامه را خوانده و چیز جالب و جذابی در آن نیافته است.
11- جسیکا آلبا - چهار شگفت انگیز: قیام موج سوار نقره ای
وقتی که بازیگری می پذیرد که در یک شخصیت اصلی در یک فیلم ابرقهرمانی بازی کند باید این آمادگی را داشته باشد که همین نقش را در آینده در فیلم های دیگر این مجموعه یا حتی فیلم های متفاوتی بازی کند حتی اگر فیلم دوست داشتنی و موفق نباشد. برای جسیکا آلبا نیز همین اتفاق افتاد که نقش سو استورم/زن نامرئی را در سال 2005 در فیلم «چهار شگفت انگیز» (Fantastic Four) بازی کرد.
از آن جایی که وی قرارداد بازی در 3 فیلم دنباله دار را پذیرفته بود، چاره ای جز این نداشت که در فیلم دیگر این مجموعه در سال 2007 با عنوان «قیام موج سوار نقره ای» (Rise of the Silver Surfer) بازی کند و به اندازه ای از این فیلم بیزار بود که در مرحله ای قصد داشت به طور کلی از دنیای بازیگری کناره گیری نماید. از شانس آلبا، این فیلم در باکس آفیس با شکست مواجه شد و قسمت سوم این مجموعه کنسل شد و کمپانی فاکس تصمیم گرفت فیلم جدیدی را با بازیگران جدید بسازد هر چند این کار نیز یه شکست دیگری در گیشه منجر شد.
12- ووپی گلدبرگ - تئودور رکس
ووپی گلدبرگ بعد از موفقیت فیلم «راهبه بدلی 2: بازگشت به عادت» (Sister Act 2: Back in the Habit) چنان به شهرت رسیده بود که تهیه کنندگان برای ثبت قرارداد برای بازی در فیلم «تئودور رکس» (Theodore Rex) به ووپی پیشنهاد همکاری دادند. در آن زمان وی شفاهاً به حضور در این فیلم جواب مثبت داد اما وی بعدها به دلایلی این موافقت شفاهی را پس گرفت.
کار به دادگاه کشید و علی رغم تلاش های گلدبرگ، دادگاه اعلام کرد که خروج گلدبرگ از این پروژه برای وی هزینه ی زیادی در پی خواهد داشت. بدین ترتیب وی چاره ای جز مشارکت در فیلم نداشت اما این فیلم چنان بد بود که از همان ابتدا در بخش رسانه های ویدیویی خانگی به نمایش درآمد و بدترین فیلم گلدبرگ به شمار می آید.
13- دانیل کریگ - اسکای فال و اسپکتر
دانیل کریگ در نقش یک جاسوس بریتانیایی در فیلم های جیمز باند حضور فوق العاده ای داشت اما همواره گفته است که از بازی کردن در این فیلم بیزار بوده و صادقانه گفته که دلیل حضور او متفاوت از علاقه ی شخصی بوده است. بعد از اکران فیلم « اسکای فال» (Skyfall) در سال 2012، کریگ تایید کرد که او از اول قرار نبوده به بازیگری تبدیل شود که همه وی را با نقش جیمز باند بشناسند. وی در این باره می گوید:" از همان زمانی که وارد این نقش شدم می خواستم که از آن بیرون بیایم. اما آن ها اجازه نمی دادند من بروم و من نیز قول داده بودم که فیلم های بیشتری بازی کنم".
در طول تور تبلیغاتی فیلم «اسپکتر» (Spectre) در سال 2015، کریگ تنفر خود را از شخصیت باند به شدت ابراز کرد و در جواب سوالی مبنی بر این که آیا در قسمت های دیگر این مجموعه نیز بازی خواهد کرد یا نه گفت: در حال حاضر، نه. من زندگی دارم و باید به آن برسم. دوست دارم این لیوان را بشکنم و رگ دستم را بزنم اما در فیلم دیگری از جیمز باند بازی نکنم". اکنون که قرار است 25اُمین قسمت از مجموعه فیلم های جیمز باند تولید شود هنوز خبری نرسیده که نشان دهد کریگ در این فیلم نیز نقش جیمز باند را بر عهده خواهد گرفت یا خیر.
14- وال کیلمر - تاپ گان
در واقع وال کیلمر نمی خواست که هیچ نقشی را در فیلم «تاپ گان» (Top Gun) داشته باشد، همان فیلمی که وی را به یک ستاره تبدیل کرد. او نیز قراردادی را با کمپانی پارامونت امضا کرده بود که بر مبنای آن باید سه فیلم را برای آن ها بازی کند. وی قبلاً در دو فیلم با نام های «فوق محرمانه» (Top Secret!) و «نابغه واقعی» (Real Genius) برای این کمپانی بازی کرده بود و حالا فقط یک فیلم دیگر برای خلاص شدن از دست قراردادش با پارامونت باقی مانده بود.
وی در ملاقاتی که با تونی اسکات، کارگردان فیلم داشت اعلام کرد که دوست ندارد در این فیلم بازی کند و در حال رفتن از محل ملاقات بود که تونی اسکات جلوی او را گرفته و کیلمر را قانع کرد در فیلم بازی کند. البته این تصمیم در نهایت باعث شهرت بیشتر کیلمر شد و بعدها نیز در فیلم «عشق واقعی» (True Romance) با تونی اسکات همکاری کرد.
15- روی شیدر - اره ها 2
روی شیدر با بازی در نقش یک پلیس به نام مارتین برودی در فیلم افسانه ای «آرواره ها» (Jaws) در سال 1975 به شهرت رسید اما در واقع برای تکرار نقشش در قسمت دوم مجموعه در سال 1978 علاقه ای نداشت. اما سوال این است که چرا وی علی رغم میل باطنی تنها کسی از عوامل فیلم اول بود که پذیرفت در فیلم دوم نیز حضور داشته باشد؟ جواب دو کلمه است: تعهد قراردادی.
شیدر یک قرارداد چند فیلمه را با کمپانی یونیورسال امضا کرده بود و قرار بود وی نقش اول فیلم «شکارچی گوزن» (The Deer Hunter) در سال 1978 بازی کند. وی که از فیلم نامه خوشش نمی آمد از حضور در این فیلم کناره گیری کرد و رابرت دنیرو جای او را گرفت اما وی چاره ای جز بازی در فیلم دوم «آرواره ها» نداشت.
16- مارلون براندو - دزیره
به
عنوان یکی از بزرگ ترین و مشهورترین بازیگرانی که پای در این کره خاکی گذاشته است
انتظار دارید که مارلون براندو نیز به راحتی می توانسته بگوید در چه فیلمی بازی می
کند و در کدام یک بازی نمی کند. اما حتی براندو نیز باید به قراردادی که امضا کرده
بود متعهد می ماند و پس از شکایت داریل زانوک در مقام تهیه کننده فیلم «دزیره» (Desiree) براندو چاره ای جز ایفای نقش ناپلئون
بناپارت در این فیلم نداشت. اما براندو اجبار خود برای بازی در این فیلم را نادیده
نگرفت و اعتراض خود را به این موضوع با خرابکاری های زیادی نشان داد. برای مثال وی
عمداً بخش هایی از دیالوگ هایش را بیان نمی کرد یا آن ها را با لهجه های متفاوتی
می گفت.
حتی در بین برداشت ها جنجال به پا می کرد و یا فوتبال بازی می کرد. برخی
اوقات حتی با شیلنگ آب سر صحنه می آمد و بازیگران و عوامل فیلم را خیس می کرد. به
گفته ی جین سیمونز که در این فیلم با براندو همبازی بود، وی از موفقیت فیلم بسیار
حیرت زده شده بود و البته نامزد دو جایزه اسکار نیز شد. شاید اگر براندو نیز دشمنی با فیلم را کنار می گذاشت و یک بازی همیشگی از خود ارائه می داد می توانست جزو نامزدهای دریافت اسکار باشد.
حتی در بین برداشت ها جنجال به پا می کرد و یا فوتبال بازی می کرد. برخی
اوقات حتی با شیلنگ آب سر صحنه می آمد و بازیگران و عوامل فیلم را خیس می کرد. به
گفته ی جین سیمونز که در این فیلم با براندو همبازی بود، وی از موفقیت فیلم بسیار
حیرت زده شده بود و البته نامزد دو جایزه اسکار نیز شد. شاید اگر براندو نیز دشمنی با فیلم را کنار می گذاشت و یک بازی همیشگی از خود ارائه می داد می توانست جزو نامزدهای دریافت اسکار باشد.
با دوستان به اشتراک گذارید
نشر با ذکر منبع بلامانع است