Google Sponsorship Advertise

خرید شارژ و بسته اینترنتی همراه اول، ایرانسل و رایتل

شارژ نیاز دارید؟ بسته اینترنتی لازم دارید؟ با شارژل همه چی تو سه سوت!

ارثیه وحشتناکی که برای مرد جوان به جا ماند


یک مرد هندی 46 ساله از پدرش چیزی به ارث برد که جز ایجاد وحشت برای او ارمغان دیگری نداشت.

هند
منتشر شده در تاریخ 1396/06/19 - 2 ماه پیش
تومورهای بدن مرد هندی , یک مرد هندی 46 ساله به نام سوریندر شارما دچار بیماری ژنتیکی است که از پدر خود به ارث برده است،
بیماری به نام نوروفیبروماتوز که از 20 سالگی گریبان او را گرفت و اکنون به خاطر آن تمام بدنش
از تومورهای مشمئز کننده ای پوشیده شده است.
آقای شارما که در یک فروشگاه خوار و بار فروشی کار می کند،
هرکس که برای خرید به آنجا می آید، با نگاه‌هایش موجب آزار او می شود.
او از درآمد بسیار پایینی برخوردار است، بنابراین توانایی مالی برای درمان خود را ندارد و امیدوار است
دولت هند هزینه درمانش را تامین کند تا با توکل به خداوند مشکلش حل شود.
این مرد جوان درباره بیماری خود گفت: امیدوارم رشد این تومورها متوقف شود تا حداقل چهره من
به وضوح مشخص باشد، در حال حاضر این بیماری چهره‌ام را بسیار ترسناک کرده و اعتماد به نفس خود را از دست داده ام.
سوریندر شارما در ادامه صحبتهایش گفت: این تومورها زندگی من را خراب کرده اند،
من از داشتن یک زندگی عادی محروم هستم، برخی به من می خندند و برخی دیگر از من وحشت دارند.
هیچ کدام از اینها حس خوبی نیست اما خانواده ای دارم که همیشه مرا مورد حمایت خود قرار می‌دهند
ولی با این وجود همیشه این ترس همراه من بوده که با رشد سریع تومورها ممکن است آنها نیز روزی به من احساس بدی پیدا کنند.
این مرد به گفته خودش هزاران روپیه را برای مشاوره های درمانی هزینه کرده اما هیچکدام از پزشکان
محل زندگی او موفق به درمانش نشده اند و باید به دهلی سفر کند تا شاید از طریق متخصص ها نتیجه مطلوب بگیرد.
با وجود اینکه وی دردی از این بیمار حس نمی کند اما هنگام تعرق دچار سوزش و خارش شدید می شود که تحمل این وضعیت برایش غیر ممکن شده است.
آقای شارما می‌گوید: من در جوانی بسیار خوشتیپ و جذاب بودم و زمانی که این تومورها کم کم
در بدن من پدیدار شدند اصلا آنها را جدی نگرفتم تا به این وضعیتی رسیدم که می بینید.
دکتر سوراج ساهای ساکسنا درباره وضعیت شارما گفت: پدر وی نیز به این بیماری دچار بود اما نه به این شدت و وخامت!
و رفته رفته اوضاع او بهتر شد، من در جریان کامل وضعیت او بودم چون بیمار خود من بود،
زمانی که سوریندر به این بیماری دچار شد، تصور می کرد که وی نیز مانند پدرش بهتر خواهد شد،
به هر حال اگر امیدی هم برای درمان او باشد، اینجا نیست و سوریندر شارما باید به دهلی برود.
باشگاه خبرنگاران جوان
با دوستان به اشتراک گذارید
نشر با ذکر منبع بلامانع است