Google Sponsorship Advertise

خرید شارژ و بسته اینترنتی همراه اول، ایرانسل و رایتل

شارژ نیاز دارید؟ بسته اینترنتی لازم دارید؟ با شارژل همه چی تو سه سوت!

رضا داوودنژاد؛ پنچری و شوخی های بامزه و بی مزه اش


رضا داوودنژاد از آن دست کمدین هایی است که در طول این سال ها خیلی کم او را در تلویزیون دیدیم؛ اتفاقی که باعث شده هنوز هم برای مخاطب تازگی داشته باشد و تصویرش در نقش های مختلف لوس نشده باشد، البته این دوری چندان هم خودخواسته نبود و به دلیل این که مدتی بیمار بود، چند سالی از فضای کارهای سنگین تلویزیونی فاصله گرفت.

منتشر شده در تاریخ 1396/05/22 - 4 ماه پیش
هفته نامه همشهری جوان - محمدرضا کاظمی:
اطلاعات فوری:
•    طرف حسابمون  کیه: رضا داوودنژاد
•     چرا سراغش رفتیم: بازی در سریال پنچری
•    اهمیت حضورش در سریال: بازگشت به تلویزیون بعد از حدود چهار سال دوری
•    چرا نبود؟ به خاطر طولانی شدن دوران نقاهت بیماری
•    مهم ترین فیلم هایش: مصائب شیرین، بچه های بد، هوو، هشت پا، نیش زنبور، مرهم
•    فیلم آماده نمایش: فراری به کارگردانی پدرش علیرضا داوودنژاد
•    مهم ترین سریال هایش: پشت کنکوری ها، باغچه مینو، زندگی به شرط خنده، فراموشی، نون و ریحون
•    کارهای دیگر به غیر از بازیگری: در پروژه های پدرش از جمله هوو، هشت پا، ملاقات با طوطی و بچه های بد به عنوان دستیار و برنامه ریز حضور داشته و در فیلم «وقتی همه خوابیم» ساخته بهرام بیضایی و فراری مجری طرح بوده و در نگارش فیلمنامه بچه های بد با پدرش همکاری کرده است.
رضا داوودنژاد از آن دست کمدین هایی است که در طول این سال ها خیلی کم او را در تلویزیون دیدیم؛ اتفاقی که باعث شده هنوز هم برای مخاطب تازگی داشته باشد و تصویرش در نقش های مختلف لوس نشده باشد، البته این دوری چندان هم خودخواسته نبود و به دلیل این که مدتی بیمار بود، چند سالی از فضای کارهای سنگین تلویزیونی فاصله گرفت و اگر چند حضور کوتاه در فیلم های سینمایی پدرش نبود، او را در هیچ فیلم یا سریالی نمی دیدیم اما بالاخره طلسم شکسته شد و این بازیگر بعد از مدت ها با یک نقش اصلی به تلویزیون بازگشت، نقش قادر در سریال «پنچری»؛ کاراکتری که یکی از مزه های سریال است و سازندگان پنچری به هیت شدن تکیه کلام ها و بازی هایش خیلی امیدوارند.
در روزهایی که داوودنژاد مشغول کار در این سریال بود، با او گفت و گو کردیم و چون چند وقتی از فضای کارهای کمدی دور بود، به جز سریال، درباره حال و اوضاع این روزهای ژانر کمدی در تلویزیون نیز با او گپ زدیم.
به خاطر بیماری ات چند سالی از بازیگری دور بودی و به جز چند نقش کوتاه حضور پررنگی نداشتی. تا قبل از «پنچری» پیشنهاد دیگری برای بازی در نقش اصلی نداشتی؟
من سه سال بیماری سختی داشتم با یک دوران نقاهت طولانی. در این مدت همه فکر می کردند حالم خوب نیست و نمی توانم نقش های سنگین را بازی کنم، می شنیدم که می گفتند رضا آدم کارهای سنگین نیست. درحالی که قبل از همین «پنچری» یک سالی می شد که دیگر سلامت بودم. در این مدت فقط نقش های کوتاه و به دردنخور به من پیشنهاد می شد!
پس پنچری نخستین سریالی بود که برای یکی از نقش های اصلی اش به تو اعتماد کردند.
بله. من منتظر یک سریال مثل پنچری بودم که در آن به من و کارم اطمینان بشود. شکر خدا آقای مهام و آقای نیک نژاد به من اعتماد کردند و برای این پروژه شش ماهه نقشی را که دوست داشتم، به من پیشنهاد دادند. به نظرم این سریال جواب صبر کردن بعد از بیماری ام بود.
از همان اول که فیلمنامه را خواندی، چقدر با نقش قادر ارتباط برقرار کردی؟
از همان جلسات دورخوانی سعی می کردم به درستی او را بشناسم و هر چه جلوتر می رفتیم، قادر برایم بیشتر جا می افتاد. تقریبا تا موقع فیلمبرداری خیلی از خصوصیات قادر را با کمک آقای نیک نژاد درآوردیم و هنگام کار هم خیلی چیزها به شخصیتش اضافه شد.
روز اول که فیلمنامه را به دستت دادند، چقدر از آن نوشته شده بود؟ یعنی تا چه میزان با شخصیت قادر جلو رفته بودی؟
در فیلمنامه اولیه 15 قسمت را داشتم، البته همان موقع انتظار نداشتم که نقش قادر این قدر زیاد شود.
چرا، مگر مسیر قصه از ابتدا این طور نبود؟
قصه به خاطر این شخصیت تغییر نکرد ولی از یک جایی به بعد هم من و هم آقای نیک نژاد و آقای مهام نقش قادر را خیلی دوست داشتیم و ناخودآگاه در گره های مختلف داستان، رد و نشانی از او می دیدیم.
الان در پنچری یک جورهایی بار کمدی روی دوش شخصیت قادر و البته خاله متانت است. این که در کل سریال تو باید نقش بامزه را بازی کنی و بار طنز را یک تنه به دوش بکشی، برایت سخت نیست؟
البته من هم شنیده ام که می گویند بخش کمدی با من است اما هنوز مهران غفوریان و اشکان اشتیاق وارد داستان نشده اند و آن ها بیایند اوضاع کمی متفاوت می شود. در ضمن من خودم واقعا از دست حمید لولایی و بازی جذابش خیلی می خندم و خوشم می آید. به نظرم حمید لولایی جدیدی را در سریال پنچری می بینیم.
خودت بازی با کدام یک از بازیگران این سریال را بیشتر دوست داری و فکر می کنی سکانس های خوبت در این سریال با کدام بازیگر است؟
ما هر روز سر ضبط بودیم و به عنوان یک گروه حرفه ای کار می کردیم. حس همدلی بین همه بچه ها وجود داشت و من هم رابطه ام با تک تک آدم های این پروژه خوب است و همه آن ها را دوست دارم. از بین کاراکترها هم با شخصیت مادرم، حمید، افسانه و... خیلی خوب بودم، البته فکر می کنم شخصیت قادر با همه خوب گرفته است؛ مثلا سکانس های من و خاله متانت از روز اول این طور نبود ولی خانم سعادت به خوبی تجربه شان را در اختیار من گذاشتند و کمک کردند تا ارتباط خوبی با هم داشته باشیم. روابط من و مادرم هم خیلی شیرین شد و سر و شکل خوبی به خود گرفت.
نقدی که این روزها به شخصیت قادر وارد شده این است که چون بار بامزگی سریال را به دوش دارد، یک جاهایی این بامزه بودنش بی مزه شده و توی ذوق زده، این را قبول داری؟
به هر حال در سریال جاهایی پیش آمده که من اشتباه کرده باشم ولی به طول کلی خیلی سعی کردم قادر را درست دربیاورم، من خودم از این کاراکتر راضی ام.
به این هم فکر کرده ای که این میزان توی ذوق زدگی را کم کنی و شخصیت را طوری بازی کنی که بامزگی اش قشنگ تر جلوه کند؟
به نظرم جلوتر که برویم این شوخی ها جزء تیک های رفتاری اش می رود، مسائلی مثل این که دوست دارد در مورد هر موضوعی حرف بزند، شاید الان برای مخاطب جذاب نباشد اما به مرور جزئی از شخصیت او می شود. در حال حاضر در قسمت های میانی سریال و تازه در حال ورود به قصه هستیم. هرچه به انتها نزدیک تر شویم، این تکه ها جزئی از خصوصیت های شخصیت قادر خواهدشد.
در مدتی که نبودی حتما دیده ای که سریال های تلویزیونی به خصوص کارهای طنز مثل سابق و دهه های 70- 80 مخاطب را جذب نمی کند. فکر می کنی دلیل این ماجرا و استقبال کم از سریال های کمدی چیست؟
در حال حاضر تلویزیون اگر بتواند با وجود این همه کانال های ماهواره ای و فضای مجازی مخاطب جذب کند، کار سختی انجام داده است.
یعنی فقط به خاطر گسترش رسانه هاست؟
نه، ما آدم های جدید و نیروهای خوش ذوق هم نداریم، در بخش های مختلف از نویسندگی گرفته تا کارگردانی و بازیگری. در کنار این ها به نظرم باید فضا نیز مقداری باز شود، اگر این اتفاق ها بیفتد کارها خیلی بهتر می شود و مسلما مخاطب هم جذب می کند؛ مثلا برنامه های «دورهمی» و «خندوانه» در همین فضا ساخته و دیده شدند، البته این ها سریال های طنز نیستند ولی از جنس جدید برنامه سازی در تلویزیون هستند. ما هر قدر که به واقعیت زندگی نزدیک تر شویم خیلی بیشتر مورد توجه قرار می گیریم.
البته فکر می کنم ساخت آثار کمدی بیشتر از درام و سریال های اجتماعی حساسیت برانگیز باشد، این طور نیست؟
کمدی سازی خیلی سخت است. به نظرم سخت ترین کار در ایران ساخت سریال یا برنامه کمدی است، چون تمام کمدی های موفق دنیا یا شوخی های جنسی دارند، یا شوخی های سیاسی. خیلی ها هم با لهجه ها و زبان های شهرها و کشورهای مختلف شوخی می کنند، مسائلی که همه آن ها برای ما ممنوع است. ما باید این طور مردم را بخندانیم که البته این کار می کنیم. بچه های طنز این کار را به بهترین شکل در 30 سال گذشته انجام داده اند.
برنامه سازها و کمدین های ما تقریبا یک گروه ثابت هستند، حس من این است که مردم یک مقدار عوض شده اند و نسبت به همه چیز حساسند.
باید تعدادی روان شناس برنامه هایی برای مشاوره دادن به مردم بسازند و با آن ها صحبت کنند. فکر می کنم مردم ما اگر کمدی خوب می خواهند، باید جنبه شان را بالا ببرند، البته منظورم این نیست که شوخی های بد و زننده در سریال ها مطرح شود و مردم هم ناراحت نشوند اما باید جنبه ها بالاتر برود تا سریال های خوب و برنامه های جذاب مثل «خندوانه» و «دورهمی» ساخته شود. مگر در این برنامه ها فحش می دهند؟
به طور مستقیم که نه ولی این برنامه ها هم حاشیه هایی داشتند.
بله، مثلا در طول یک ماه، در یک قسمت کسی جیزی می گوید و همان مسئله در فضای مجازی سر و صدا می کند و تبدیل می شود به موج اعتراضی. امیدوارم هرچه زودتر این روند درست شده و فضا برای کار بیشتر شود.
مگر نباید خود هنرمندان، برنامه سازان و کارگردان ها در این فضاسازی سهیم باشند؟
من بازیگر با این همه خرج چطور می توانم فضاسازی کنم؟ برنامه ساز هم که طبق برنامه کارش رامی سازد. این برنامه باید طبق یک نظام آموزشی و کاملا سازمان یافته و مطابق با نظر آدم هایی که در تلویزیون کار کرده و موفق بوده اند یا آدم هایی که در سینما خوب کار کردند، عملی شود.
به نظرم باید آدم هایی که مشغول هستند، سندیکایی تشکیل دهند و از همین طریق برای ساخت برنامه و سریال فضاسازی کنند. از طرف دیگر، بخشی از این فضا باید توسط دولت و سازمان های مرتبط تامین شود.
رضا داوودنژاد می خواهد سینما را تا کجا ادامه دهد؟
کارگردان نه، فقط تهیه کننده می شوم
در سینمای ما کم نیستند فرزندانی که به واسطه پدرانشان وارد دنیای هنر هفتم شده اند. در این میان بعضی خودش درخشیده اند و خودشان را جدا کرده اند و بعضی دیگر همچنان مشغول جنگیدن با نام خانوادگی شان هستند. رضا داوودنژاد از آن دست بازیگرانی است که به خوبی خودش را از زیر سایه پدرش بیرون کشید.
حتی می توان گفت مخاطبان تلویزیون چهره او را بیشتر از پدرش می شناسند اما در سینما اوضاع کمی متفاوت است، او اولین حضورش را در سینما با فیلم «بی پناه» پدرش تجربه کرد و آخرین باری که بر پرده نقره ای دیده شد نیز در فیلم «کلاس هنرپیشگی» بود که علیرضا داوودنژاد ساخت، البته فیلم «فراری» آخرین تجربه همکاری این پدر و پسر است که جزء خوب های جشنواره بود و هنوز به اکران عمومی درنیامده است. با رضا درباره حال و روز سینما و علاقه اش برای کاری به جز بازیگری هم گفت و گو کردیم.
خیلی وقت بود که در سینما و تلویزیون تو را ندیده بودیم تا این که در فیلم سینمایی «فراری» رویت شدی. تجربه آخرین همکاری با پدر چطور بود؟
آن جا هم نقش کوتاهی داشتم ولی جدا از کاراکتری که ایفا کردم از کلیت فیلم راضی ام. فراری از آن کارهایی بود که عاقبت خوشی داشت.
ما هر سال بعد از جشنواره فجر یک نظرسنجی بین اهالی رسانه و منتقدان انجام می دهیم، در آن هم فیلم فراری جزء آثار محبوب بود.
بله، خدا را شکر خیلی از کسانی که فیلم را در جشنواره دیدند، آن را دوست داشتند. پروژه خیلی سختی بود و امیدوارم امسال اکران شود و اکران آن به سال دیگر نیفتد.
یعنی زمزمه هایی بوده که شاید این اتفاق بیفتد؟
نه، فقط امیدوارم در همین چند ماهه باقیمانده از سال اکران شود. این فیلم در بخش خصوصی تولید شده، ساخت آن پروسه سنگینی بود. دوست دارم زودتر مردم آن را در سالن های سینما ببینند.
در طول یکی دو سال اخیر چهره های جدید زیادی وارد سینما شدند، فکر می کنی این اتفاق به نفع سینماست یا به ضرر آن؟
این خیلی خوب است، باید به جوان ترها میدان داده شود. اگر همین طور تولید نیرو داشته باشیم، فضاهای کارگاهی برای فیلمنامه نویسی، بازیگری و... را گسترش دهیم، اتفاقات بهتری هم برای سینما می افتد. بالاخره جوان هایی که فکر می کنند بازیگرند و استعداد دارند، کجا بروند که خروجی داشته باشند و کارشان دیده شود؟ فیلمنامه نویس های جوان کجا خودشان را محک بزنند؟
فکر می کنم خیلی از همین جوان های تازه کار به موقعیت تو و افرادی شبیه به تو که در خانواده ای سینمایی رشد کرده اند، غبطه می خورند.
خیلی ها به من می گویند تو که پدرت در سینماست یک کاری برای من بکن و به ما کمک کن. در حالی که من واقعا کاری نمی توانم بکنم، پدر من در سال فقط همان یک فیلم خودش را می سازد و تمام، البته رد آن دوره ای که در مدرسه ملی بود، می توانست کارهایی بکند و انصافا هم کرد. من آن سال را به خوبی یادم هست و می دانم که خروجی های خیلی خوبی داشت، البته نمی گویم فقط آن سالی که پدر من مدیر آن جا بود، نتیجه گرفت اما زمانی که او آن جا بود، مدرسه درست طراحی شد، استادهای متخصص پای کار آمدند و همه آن ها کاری کردند که بچه ها فیلم بسازند و نتیجه تلاش هایشان را ببینند.
این روزها بیشتر بازار کلاس های آموزش بازیگری و دوره های چندماهه داغ است، از آن ها خبر داری؟
بله، اما ما چند کلاس معتبر برای کارهای مختلف سینما داریم و از میان آن ها چقدر خروجی داریم؟ خروجی به این منظور که بگویند فلانی تو به درجه خوبی از بازیگری رسیده ای و حالا می توانی سر فلان کار بروی. فکر می کنم در حال حاضر این کلاس ها خروجی خوبی ندارند.
خیلی از بازیگرها بعد از چند سال به سمت کارگردانی می روند، منتظر ساخت فیلم تو هم باشیم؟
کارگردانی نه، چون کاری به شدت تخصصی است و نمی توانم انجامش دهم ولی باز هم بدم نمی آید مثل گذشته کار تهیه کنندگی را انجام بدهم، آن هم تهیه کنندگی در سینما، نه تلویزیون.
با دوستان به اشتراک گذارید
نشر با ذکر منبع بلامانع است