Google Sponsorship Advertise

خرید شارژ و بسته اینترنتی همراه اول، ایرانسل و رایتل

شارژ نیاز دارید؟ بسته اینترنتی لازم دارید؟ با شارژل همه چی تو سه سوت!

۷ نکته درباره جوگیری‌های ایرانی‌ در فضای مجازی


فضای مجازی را به حق باید بازار جودهی و جوگیری دانست. در فضای مجازی جوگیری خیلی بومی سازی شده است. یعنی هر از گاهی لازم است پربازدید ترین هشتگ‌ها را بیابید تا جو عمومی دست‌تان بیاید. مثلا #نه_به_فلانی یا #زندگی_بهمانی. این هشتگ‌ها با آب و رنگ‌های جذاب به ما اجازه خیلی چیزها را می‌دهند که شاید اگر در همان لحظه ما به سن ۱۲-۱۰ سالگی برگردیم و آن کار را انجام دهیم با پشت دستی محکم والدین‌مان مواجه خواهیم شد. چرا؟ چون خانواده ما سعی کرده‌اند به ما یاد بدهند فلان رفتار غلط است اما در جامعه مجازی این خبرها نیست.

منتشر شده در تاریخ 1396/05/21 - 4 ماه پیش
سرویس سبک زندگی فردا؛ تکتم نجفی‌منش: برای کشف معنی جوگیری اول به لغت نامه‌های فارسی مراجعه می‌کنم، پاسخ ویکی فارسی این است:«این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است» پاسخ روانشناسانه به این پرسش اما این است؛ روان شناسی اجتماعی جوگیر شدن را حاصل «نفوذ اجتماعی» عنوان می‌کند، یعنی تکی یا جمعی تحت تاثیر شرایط و محیط قرار بگیریم درحالی که آگاهی کافی از آن موضوع نداریم. رفتارشناسان «جوگیر شدن» را به معنای اسیر عوامل محیطی و تسلیم فشارهای محیط شدن و تن دادن به خواسته‌های اطرافیان اعم از دوستان یا همراهان می‌دانند. اما خودمان چقدر قائلیم که در موقعیت‌هایی جوگیر شده یا می‌شویم؟ اصلا برای جوگیرانه زندگی کردن چه باید کرد؟    بعد از جوگیری شناخت مسئله جوگیری خیلی مهم است و در پیگیری نحوه ماجرا کمک شایانی می‌کند.  گاهی فکر می‌کنیم که اصلا هم جوگیرانه عمل نکرده‌ایم بلکه بسیار دقیق و منطقی فلان تصمیم را گرفته‌ایم و هزینه‌هایش را هم پرداخته‌ایم. به عنوان مثال زمانی فیلمی منتشر شد که سگی را به طور ناجوانمردانه‌ای کشتند ما هم پوستری دست گرفتیم که روی آن نوشته بود:«من همان سگ هستم!» بعد از این کمپین مثلا یک سال بعد، اگر در مراسم خواستگاری از ما بپرسند:«ایا شما یک سگ هستید؟» چه می‌گوییم؟ قطعا به خودمان و تمامی رفقای پایه‌ای که در این کمپین ما را شرکت دادند حرف‌های نامربوطی(شما بخوانید فحش) نثار خواهیم کرد. بعد از جوگیری قطعا از آن پشیمان خواهیم شد. اما در زندگی جوگیرانه اصلا به این پساحس‌ها(حس‌های بعد از عمل) اهمیتی ندارند و باید به حس و حال جمع و رفقا پایبند بود.  
  این مسئله شکل‌های ساده‌تری هم می‌تواند داشته باشد که برای شروع زندگی جوگیرانه بد نیست از آنها شروع کنیم؛ خودتان را در رستوران یا کافی شاپی خفن تصور کنید در حالی که یک نفر (مثلا گارسون) با منو بالای سرتان ایستاده است. تند و دست پاچه می‌خواهید با کلاس‌ترین سفارش دنیا را ثبت کنید و جلوی دوستان حاضر در کافه کم نیاورید. در حالی که نمی‌دانیم پاستا با سس آلفردو قرمز است یا سفید و ترش است یا شیرین آن را سفارش می‌دهیم و در لحظه مواجهه با غذا خیلی آرام به خودمان می‌گوییم:«این چه کوفتی بود که من سفارش دادم!» این از بخش‌های ساده زندگی جوگیرانه است. برای زندگی جوگیرانه این یک رویه بسیار عادی است. مشغول ذمه باشید اگر حس کنید، می‌شود در این مواقع پرسید:«این غذا چیه؟» در زندگی جوگیری و در جو نباید هیچ پرسید و فقط باید مرد عمل بود. جو گیری گاهی در تصمیم‌های آنی خودش را بهتر نشان می‌دهد. مثلا در مواجهه با حراج ۵۰ درصد یا بیشتر. در این شرایط انقدر خودمان را گم می‌کنیم که یادمان می‌رود ببینیم آنچه که می‌خریم به کارمان می‌آید یا اگر هم بیاید، کیفیت این جنس چطور است. نگویید ما در این جوها قرار نمی‌گیریم چرا که همین چند سال پیش با اعلام وام فروش خودرو اقساطی، همین ما بودیم که راضی شدیم برای خرید پراید بیش از ۳۰ میلیون تومان پول بدهیم و پس از آن بود که متقاضیان این وام از دریافت یارانه حذف شدند.     در شرایط مشابه هم همین هستیم؟ باید گاهی از خودمان بپرسیم:«ما جوگیریم؟» «می‌توانیم آدم‌های جوگیر موفقی باشیم؟» اگر فکر می‌کنید جوگیر نیستید به این مثال توجه بفرمایید: آخرین روزهای آّبان ماه سال ۹۴ بود. پاریس شب سختی را پشت سر گذاشت؛ در پنج نقطه از این شهر صدای انفجار شنیده شد و تروریست‌های تکفیری داعش پاریس را به میدان بازی خود تبدیل کردند. در این حملات حداقل ۱۵۳ نفر را کشته شدند. ما چه کردیم؟ رفتیم جلوی سفارت فرانسه و برای قربانیان شمع روشن کردیم و برای مردم فرانسه دل سوزاندیم. خب شاید بپرسید کجای این کار جوگیرانه است؟ پاسخ روشن است این کار محدود به کشتار پاریس بود و در دیگر حملات تروریستی که به مراتب تلخ‌تر و گسترده‌تر بودند، سکوت کردیم و فقط سکوت. انگار اتفاقی نیفتاده است.  این در حالی است که مثلا همین چند ماه پیش آمار عجیب و غریب فوت کودکان یمنی بدلیل بیماری وبا منتشر شد. بیماری که به دلیل کمبود دارو همپای جنگ کودکان یمنی را از پای در می‌آورد یا همین حوادث هفته قبل افغانستان که هم پیالگان داعش آن را رقم زدند. اینها شمع روشن کردن، نداشت؟ این یعنی یک جای کار می‌لنگد؛ یا ما مردم فرانسه را فقط جزو انسان‌ها به حساب می‌آوریم یا بقیه مردم دنیا را درجه چند می‌دانیم یا جوگیریم.   مقطعی جوگیر شویم از اصول زندگی جوگیرانه مقطعی بودن  آن است. مثلا در زمانی خاص به یک مسئله واکنش نشان می‌دهیم و پس از آن گزینه هیچ کدام را پیش می‌گیریم و اصولا تا جو جامعه کاری را نطلبد، نسبت به درست و غلط آن واکنشی نشان نمی‌دهیم. این درست همان زندگی جوگیرانه است. وقتی کاری جزو فرهنگ ما بشود، نسبت به آن واکنش نشان می‌دهیم، فارغ از موقعیتی خاص، جوگیری با فرهنگ بیگانه است. برای رعایت اصول زندگی جوگیرانه بیش از پیش اخبار آب و هوا را دنبال کنیم و خیلی اصول و ارزش‌های خودمان را با ماجرا درگیر نکنیم. مثلا نگذاریم هویت‌مان بیاید وسط و موضوعی را مطرح و پیگیری کند. می‌دانید! زندگی غیرجوگیرانه خیلی تنها و خالی است، برخلاف زندگی جوگیرانه که شلوغ و پرهیجان و پرتلاطم است.  
  از هشتگ‌های تازه غافل نشویم فضای مجازی را به حق باید بازار جودهی و جوگیری دانست. در فضای مجازی جوگیری خیلی بومی سازی شده است. یعنی هر از گاهی لازم است پربازدید ترین هشتگ‌ها را بیابید تا جو عمومی دست‌تان بیاید. مثلا #نه_به_فلانی یا #زندگی_بهمانی. این هشتگ‌ها با آب و رنگ‌های جذاب به ما اجازه خیلی چیزها را می‌دهند که شاید اگر در همان لحظه ما به سن ۱۲-۱۰ سالگی برگردیم و آن کار را انجام دهیم با پشت دستی محکم والدین‌مان مواجه خواهیم شد. چرا؟ چون خانواده ما سعی کرده‌اند به ما یاد بدهند فلان رفتار غلط است اما در جامعه مجازی این خبرها نیست. جو گیریِ خودکشی در میان نوجوانان خاطرتان هست. فکر کنم سال گذشته بود که در فضای مجازی، جو خودکشی به راه افتاد. هشتگ خودکشی، هشتگ خودتو راحت کن، هشتگ من تمام می کنم این زندگی را... اگر آخر جوگیری هستید حتما به این هشتگ‌ها بهای بیشتری بدهید. حالا لازم هم نیست که خودکشی کنید، همین که چند تا خط و خش روی مچ دست‌تان باشد کافیست. در آن کمپین خیلی‌ها  آثار خودکشی‌های ناموفق خود را با سایرین به اشتراک می‌گذاشتند تا بگویند که از جوگیرانه زیستن چیزی کم ندارند.   تب سنگین سلفی در جوّ فضای مجازی از دیگر جنبه‌های جوگیری فضای مجازی، سلفی گرفتن است. فضای مجازی می‌طلبد که شما همه چیز را به اشتراک بگذارید و در این فرایند به اینکه کجا و با کی و چطور هستید هم خیلی کاری نداشته باشید. به این صورت سبک زندگی جوگیرانه را به کمال رسانده‌اید. هر روز چندین استوری بگذارید که چه می‌کنید. این نوع جوگیری مصداق همان است که می‌گویند آدم را سگ بگیرد جونگیرد. قطعا در اخبار شنیده‌اید که بسیاری برای سلفی گرفتن در شرایط عجیب و غریب جان خود را از دست داده‌اند، برخی هم آبروی خود و کشور خود را. اینها از اسباب و لوازم زندگی جوگیرانه است.   اپلیکشن ها، قند و نبات زندگی جوگیری  از دیگر جنبه‌های جوگیری در فضای مجازی، اپلیکیشن‌هایی است که مدام به روز می‌شوند و به شما امکان‌های جالبی می‌دهد و شما می‌توانید در یک اقدام جوگیرانه آنها را دانلود کنید و در لحظه از آنها استفاده کنید. اصلا هم مهم نیست که به آن نیاز دارید یا نه. یک روز اپلیکشن دیجی کالا، یک روز زودفود، یک روز اسنپ فود و.... به همین راه و روش پیش می‌روید که مبادا در جمعی بگویند شما فلان اپلیکشن را استفاده کرده‌اید و شما خدای نکرده، خدای ناکرده بگویید نه.   جوگیرشدگان به چه کسانی می‌گویند «جوگیر»؟ مهم نیست خودمان چقدر اسیر جوگیری هستیم. مهم این است که از برچسب جوگیری استفاده صحیح بکنیم و به آنهایی که قدمان به مرز همت‌شان نمی‌رسد بگوییم «جوگیر!». در تخیل‌مان هم نمی‌گنجد کسی از همسر، فرزند خردسال و زندگی آسوده‌اش بگذرد و برای دفاع از حرم به سوریه و عراق برود. برای همین به این افراد می‌گوییم «جوگیر!».
سرویس سبک زندگی فردا؛ تکتم نجفی‌منش: برای کشف معنی جوگیری اول به لغت نامه‌های فارسی مراجعه می‌کنم، پاسخ ویکی فارسی این است:«این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است» پاسخ روانشناسانه به این پرسش اما این است؛ روان شناسی اجتماعی جوگیر شدن را حاصل «نفوذ اجتماعی» عنوان می‌کند، یعنی تکی یا جمعی تحت تاثیر شرایط و محیط قرار بگیریم درحالی که آگاهی کافی از آن موضوع نداریم. رفتارشناسان «جوگیر شدن» را به معنای اسیر عوامل محیطی و تسلیم فشارهای محیط شدن و تن دادن به خواسته‌های اطرافیان اعم از دوستان یا همراهان می‌دانند. اما خودمان چقدر قائلیم که در موقعیت‌هایی جوگیر شده یا می‌شویم؟ اصلا برای جوگیرانه زندگی کردن چه باید کرد؟
بعد از جوگیری
شناخت مسئله جوگیری خیلی مهم است و در پیگیری نحوه ماجرا کمک شایانی می‌کند.  گاهی فکر می‌کنیم که اصلا هم جوگیرانه عمل نکرده‌ایم بلکه بسیار دقیق و منطقی فلان تصمیم را گرفته‌ایم و هزینه‌هایش را هم پرداخته‌ایم. به عنوان مثال زمانی فیلمی منتشر شد که سگی را به طور ناجوانمردانه‌ای کشتند ما هم پوستری دست گرفتیم که روی آن نوشته بود:«من همان سگ هستم!» بعد از این کمپین مثلا یک سال بعد، اگر در مراسم خواستگاری از ما بپرسند:«ایا شما یک سگ هستید؟» چه می‌گوییم؟ قطعا به خودمان و تمامی رفقای پایه‌ای که در این کمپین ما را شرکت دادند حرف‌های نامربوطی(شما بخوانید فحش) نثار خواهیم کرد. بعد از جوگیری قطعا از آن پشیمان خواهیم شد. اما در زندگی جوگیرانه اصلا به این پساحس‌ها(حس‌های بعد از عمل) اهمیتی ندارند و باید به حس و حال جمع و رفقا پایبند بود.
این مسئله شکل‌های ساده‌تری هم می‌تواند داشته باشد که برای شروع زندگی جوگیرانه بد نیست از آنها شروع کنیم؛ خودتان را در رستوران یا کافی شاپی خفن تصور کنید در حالی که یک نفر (مثلا گارسون) با منو بالای سرتان ایستاده است. تند و دست پاچه می‌خواهید با کلاس‌ترین سفارش دنیا را ثبت کنید و جلوی دوستان حاضر در کافه کم نیاورید. در حالی که نمی‌دانیم پاستا با سس آلفردو قرمز است یا سفید و ترش است یا شیرین آن را سفارش می‌دهیم و در لحظه مواجهه با غذا خیلی آرام به خودمان می‌گوییم:«این چه کوفتی بود که من سفارش دادم!» این از بخش‌های ساده زندگی جوگیرانه است. برای زندگی جوگیرانه این یک رویه بسیار عادی است. مشغول ذمه باشید اگر حس کنید، می‌شود در این مواقع پرسید:«این غذا چیه؟» در زندگی جوگیری و در جو نباید هیچ پرسید و فقط باید مرد عمل بود. جو گیری گاهی در تصمیم‌های آنی خودش را بهتر نشان می‌دهد. مثلا در مواجهه با حراج ۵۰ درصد یا بیشتر. در این شرایط انقدر خودمان را گم می‌کنیم که یادمان می‌رود ببینیم آنچه که می‌خریم به کارمان می‌آید یا اگر هم بیاید، کیفیت این جنس چطور است. نگویید ما در این جوها قرار نمی‌گیریم چرا که همین چند سال پیش با اعلام وام فروش خودرو اقساطی، همین ما بودیم که راضی شدیم برای خرید پراید بیش از ۳۰ میلیون تومان پول بدهیم و پس از آن بود که متقاضیان این وام از دریافت یارانه حذف شدند.
در شرایط مشابه هم همین هستیم؟
باید گاهی از خودمان بپرسیم:«ما جوگیریم؟» «می‌توانیم آدم‌های جوگیر موفقی باشیم؟» اگر فکر می‌کنید جوگیر نیستید به این مثال توجه بفرمایید:
آخرین روزهای آّبان ماه سال ۹۴ بود. پاریس شب سختی را پشت سر گذاشت؛ در پنج نقطه از این شهر صدای انفجار شنیده شد و تروریست‌های تکفیری داعش پاریس را به میدان بازی خود تبدیل کردند. در این حملات حداقل ۱۵۳ نفر را کشته شدند. ما چه کردیم؟ رفتیم جلوی سفارت فرانسه و برای قربانیان شمع روشن کردیم و برای مردم فرانسه دل سوزاندیم. خب شاید بپرسید کجای این کار جوگیرانه است؟ پاسخ روشن است این کار محدود به کشتار پاریس بود و در دیگر حملات تروریستی که به مراتب تلخ‌تر و گسترده‌تر بودند، سکوت کردیم و فقط سکوت. انگار اتفاقی نیفتاده است.
این در حالی است که مثلا همین چند ماه پیش آمار عجیب و غریب فوت کودکان یمنی بدلیل بیماری وبا منتشر شد. بیماری که به دلیل کمبود دارو همپای جنگ کودکان یمنی را از پای در می‌آورد یا همین حوادث هفته قبل افغانستان که هم پیالگان داعش آن را رقم زدند. اینها شمع روشن کردن، نداشت؟ این یعنی یک جای کار می‌لنگد؛ یا ما مردم فرانسه را فقط جزو انسان‌ها به حساب می‌آوریم یا بقیه مردم دنیا را درجه چند می‌دانیم یا جوگیریم.
مقطعی جوگیر شویم
از اصول زندگی جوگیرانه مقطعی بودن  آن است. مثلا در زمانی خاص به یک مسئله واکنش نشان می‌دهیم و پس از آن گزینه هیچ کدام را پیش می‌گیریم و اصولا تا جو جامعه کاری را نطلبد، نسبت به درست و غلط آن واکنشی نشان نمی‌دهیم. این درست همان زندگی جوگیرانه است. وقتی کاری جزو فرهنگ ما بشود، نسبت به آن واکنش نشان می‌دهیم، فارغ از موقعیتی خاص، جوگیری با فرهنگ بیگانه است. برای رعایت اصول زندگی جوگیرانه بیش از پیش اخبار آب و هوا را دنبال کنیم و خیلی اصول و ارزش‌های خودمان را با ماجرا درگیر نکنیم. مثلا نگذاریم هویت‌مان بیاید وسط و موضوعی را مطرح و پیگیری کند. می‌دانید! زندگی غیرجوگیرانه خیلی تنها و خالی است، برخلاف زندگی جوگیرانه که شلوغ و پرهیجان و پرتلاطم است.
از هشتگ‌های تازه غافل نشویم
فضای مجازی را به حق باید بازار جودهی و جوگیری دانست. در فضای مجازی جوگیری خیلی بومی سازی شده است. یعنی هر از گاهی لازم است پربازدید ترین هشتگ‌ها را بیابید تا جو عمومی دست‌تان بیاید. مثلا #نه_به_فلانی یا #زندگی_بهمانی. این هشتگ‌ها با آب و رنگ‌های جذاب به ما اجازه خیلی چیزها را می‌دهند که شاید اگر در همان لحظه ما به سن ۱۲-۱۰ سالگی برگردیم و آن کار را انجام دهیم با پشت دستی محکم والدین‌مان مواجه خواهیم شد. چرا؟ چون خانواده ما سعی کرده‌اند به ما یاد بدهند فلان رفتار غلط است اما در جامعه مجازی این خبرها نیست. جو گیریِ خودکشی در میان نوجوانان خاطرتان هست. فکر کنم سال گذشته بود که در فضای مجازی، جو خودکشی به راه افتاد. هشتگ خودکشی، هشتگ خودتو راحت کن، هشتگ من تمام می کنم این زندگی را... اگر آخر جوگیری هستید حتما به این هشتگ‌ها بهای بیشتری بدهید. حالا لازم هم نیست که خودکشی کنید، همین که چند تا خط و خش روی مچ دست‌تان باشد کافیست. در آن کمپین خیلی‌ها  آثار خودکشی‌های ناموفق خود را با سایرین به اشتراک می‌گذاشتند تا بگویند که از جوگیرانه زیستن چیزی کم ندارند.
تب سنگین سلفی در جوّ فضای مجازی
از دیگر جنبه‌های جوگیری فضای مجازی، سلفی گرفتن است. فضای مجازی می‌طلبد که شما همه چیز را به اشتراک بگذارید و در این فرایند به اینکه کجا و با کی و چطور هستید هم خیلی کاری نداشته باشید. به این صورت سبک زندگی جوگیرانه را به کمال رسانده‌اید. هر روز چندین استوری بگذارید که چه می‌کنید. این نوع جوگیری مصداق همان است که می‌گویند آدم را سگ بگیرد جونگیرد. قطعا در اخبار شنیده‌اید که بسیاری برای سلفی گرفتن در شرایط عجیب و غریب جان خود را از دست داده‌اند، برخی هم آبروی خود و کشور خود را. اینها از اسباب و لوازم زندگی جوگیرانه است.
اپلیکشن ها، قند و نبات زندگی جوگیری
از دیگر جنبه‌های جوگیری در فضای مجازی، اپلیکیشن‌هایی است که مدام به روز می‌شوند و به شما امکان‌های جالبی می‌دهد و شما می‌توانید در یک اقدام جوگیرانه آنها را دانلود کنید و در لحظه از آنها استفاده کنید. اصلا هم مهم نیست که به آن نیاز دارید یا نه. یک روز اپلیکشن دیجی کالا، یک روز زودفود، یک روز اسنپ فود و.... به همین راه و روش پیش می‌روید که مبادا در جمعی بگویند شما فلان اپلیکشن را استفاده کرده‌اید و شما خدای نکرده، خدای ناکرده بگویید نه.
جوگیرشدگان به چه کسانی می‌گویند «جوگیر»؟
مهم نیست خودمان چقدر اسیر جوگیری هستیم. مهم این است که از برچسب جوگیری استفاده صحیح بکنیم و به آنهایی که قدمان به مرز همت‌شان نمی‌رسد بگوییم «جوگیر!». در تخیل‌مان هم نمی‌گنجد کسی از همسر، فرزند خردسال و زندگی آسوده‌اش بگذرد و برای دفاع از حرم به سوریه و عراق برود. برای همین به این افراد می‌گوییم «جوگیر!».
با دوستان به اشتراک گذارید
نشر با ذکر منبع بلامانع است